إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٠ - مبحث ششم«مقتضاى اطلاق صيغه امر، چه نوع واجبى است؟»
جواب: اگر مولا فرموده باشد فلان شىء، واجب است و در مقام بيان هم بوده، قرينهاى هم اقامه ننموده، در اين صورت از اطلاق وجوب- اطلاق صيغه امر- استفاده نفسيّت مىكنيم زيرا: وجوب نفسى، قيدى ندارد امّا واجب غيرى، داراى قيد هست مثلا مىتوان گفت «هذا الشّىء واجب» چون وجوبش متوقّف بر وجوب ديگرى نيست، متوقّف بر وجوب يك ذى المقدّمه نيست به خلاف واجب غيرى كه فرضا نمىتوان گفت «هذا الشّىء واجب» بلكه بايد گفت «هذا الشّىء واجب اذا كان ذو المقدّمة واجبة» پس: اگر مولا فرموده باشد: فلان شىء، واجب است، در مقام بيان هم بوده و قيدى براى آن ذكر نكرده از اطلاق وجوب، استفاده نفسيّت نموده و مىگوئيم آن وجوب، نفسى است نه غيرى زيرا اگر قيدى، لازم بود بايست مولا آن را بيان مىنمود و چون بيان نكرده درمىيابيم كه قيدى مطرح نيست و آن واجب، نفسى است نه غيرى.
٢- بديهى است كه به يك اعتبار، واجب به عينى- مانند نماز- و كفائى- مانند تجهيز ميّت مسلمان- تقسيم مىشود. حال اگر اصل وجوب شىء را احراز كرديم امّا عينيّت يا كفائيّت آن براى ما مشخص نبود راه تشخيص مسئله چيست؟
مقتضاى اطلاق صيغه امر- البتّه در صورت تماميّت مقدّمات حكمت- اين است كه آن واجب، كفائى نباشد زيرا واجب كفائى داراى قيد هست- به خلاف واجب عينى.
فرضا در چه صورتى تجهيز ميّت مسلمان بر شما واجب است؟ در صورتى كه ديگران برآن امر، اقدام نكنند امّا اگر ديگران، پيشقدم شدند، بر من و شما لزومى ندارد كه اقدام نمائيم به خلاف واجب عينى كه بر تكتك افراد، لازم است مثلا خواندن نماز ظهر بر شما واجب است خواه ساير مسلمين، نماز بخوانند يا نخوانند.
خلاصه: با شكّ در عينيّت و كفائيّت مىگوئيم: مقتضاى اطلاق- در صورت تماميّت مقدّمات حكمت- كلام مولا، اين است كه آن واجب، عينى باشد زيرا واجب عينى، قيدى ندارد به خلاف واجب كفائى كه مقيّد هست.