إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٩١ - مقدمه متقدمه، مقارنه و متأخره
راه حلّ اشكال، اين است كه:
مثال:- در مورد شرط متأخّر- اگر فردا به مسافرت مىروى امروز صدقه بده.
مثال:- در مورد شرط متقدّم- مولائى به عبدش چنين گفته: «إن جاءك زيد فى هذا اليوم يجب عليك اكرامه غدا.» اگر زيد، امروز، نزد تو آمد، فردا او را اكرام كن. يعنى مجىء زيد در امروز، شرط وجوب اكرام فردا مىباشد.
شما چگونه بين شرط و مشروط، تفكيك و جدائى تصوّر مىكنيد- آن اشكال را چگونه حل مىنمائيد؟
سؤال: ايجاب اكرام، مربوط به چه كسى هست؟
جواب: از افعال اختيارى مولا هست، همانطور كه من و شما داراى اعمال اختيارى هستيم، نفس «حكم» و ايجاب هم يكى از افعال اختيارى مولا هست و تا مبادى و مقدّماتش موجود نشود، آن عمل اختيارى تحقّق پيدا نمىكند.
در بحث اوامر، مفصّلا بيان كرديم كه وقتى انسان، اراده مىكند يك عمل اختيارى را انجام دهد، اوّل، آن را تصوّر، سپس تصديق به فائده و ميل و رغبت به آن پيدا مىكند و عزم و جزم در او حاصل مىشود و سپس اراده- شوق مؤكّد- حاصل مىگردد و مراد را در خارج، اتيان مىكند.
بديهى است كه ايجاب اكرام از اعمال اختيارى مولى هست و او در ايجاب اكرام مجبور نبوده، همانطور كه ساير اعمال اختيارى، داراى مبادى و مقدّمات هست، نفس ايجاب هم مبادى و مقدّماتى دارد، تا مولا اكرام زيد را تصوّر نكند و خصوصيّات آن را در نظر نگيرد، معنا ندارد كه اكرام زيد را واجب كند. اكنون بايد بررسى كرد كه آيا آن مبادى