إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٥ - مقدمه دوم«معناى قصد قربت»
صورت اشكال خود را عوض كرده، به اين صورت بيان مىكنيم كه:
قصد قربت بهصورت شرطيّت در مأمور به- نماز- اخذ نشده، نماز مقيّد به داعى امر- مركّب عقلى- مأمور به نمىباشد و قيد و مقيّدى مطرح نيست بلكه مأمور به عبارت از يك مركّب واقعى و عرفى است كه داراى دو جزء مىباشد: الف: صلات ب: قصد قربت يعنى داعى الامر- صلات مقيّد به قصد قربت، مأمور به نيست تا اينكه دو جزء تحليلى عقلى پيدا شود.
سؤال: آيا در اين صورت مىتوان گفت: صلات به تنهائى مأمور به است؟
آرى، در باب مركّبات خارجى و عرفى مطلب چنين است فعلا مسأله داعى الامر را كنار بگذاريد بهعنوان مثال، نماز به تنهائى يك مركّب است و اجزاء آن، ركوع، سجود، تشهّد و امثال آن است، آيا كسى مىتواند ركوع را به داعى امر متعلّق به نماز انجام دهد؟
آرى مانعى ندارد زيرا صلات، واقعيّتى غير از اجزاء مذكور نيست و اينچنين نيست كه وقتى در خارج، اجزاء مذكور اتيان شد، صلات يك عنوان ديگرى باشد و به دنبال آن اجزا حاصل شود. صلات همان اجزاء مذكوره هست و در بحث مقدّمه واجب خواهيم گفت كه توهّم نشود ركوع، سجود و ساير اجزاء، براى نماز، مقدّميت دارند و وجوبشان غيرى است بلكه ركوع و سجود و اجزا، همان نماز است و وجوب متعلّق به نماز عبارة اخراى وجوب ركوع و وجوب سجود است و آنها با شرائط، تفاوت دارند، وجوب شرائط، مقدّمى است امّا در باب اجزا، مطلب، اينچنين است.
بنا بر آنچه گفتيم واضح شد كه: امرى كه متعلّق به يك مركّبى شده كانّ متعلّق به اجزا هم هست و مكلّف مىتواند مثلا ركوع را به داعى امر متعلّق به نماز يا امر متعلّق به ركوع، اتيان نمايد، هيچ فرقى ندارد، امر متعلق به ركوع، همان امر متعلق به نماز است و امر متعلّق به صلات، همان امر متعلّق به ركوع است- و كذا در ساير اجزاء- پس در باب مركّبات خارجيّه و عرفيّه مىتوان بعضى از اجزا را به داعى امر متعلّق به كل