إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٦ - «ترتب»
ثمّ إنّه لا أظنّ أن يلتزم القائل بالتّرتّب، بما هو لازمه من الاستحقاق في صورة مخالفة الأمرين لعقوبتين، ضرورة قبح العقاب على ما لا يقدر عليه العبد، و لذا كان سيّدنا الأستاذ قدّس سرّه لا يلتزم به- على ما هو ببالي- و كنّا نورد به على التّرتّب، و كان بصدد تصحيحه(١).
داراى محبوبيّت و مقربيّت ذاتيّه هست، واجد همان مصلحت، غرض و ملاك امر مىباشد.
بديهى است مولا كه امر مولوى نسبت به صلات ندارد بلكه مىگويد شما كه نسبت به امر به ازاله عصيان مىكنيد، بهتر است براى تخفيف عقوبت، لااقل صلات را اتيان نمائيد و گمان نكنيد كه نماز، مبغوضيّت دارد بلكه داراى مصلحت هست گرچه نمىتوان نسبت به آن- بالفعل-، امر مولوى متوجّه نمود زيرا مستلزم اجتماع طلب ضدّين در آن واحد هست.
خلاصه: اگر شما- قائلين به ترتّب- از طريق وقوع چنان اوامرى در عرف بر ما اعتراض كنيد، پاسخ شما همان است كه مفصّلا بيان كرديم.
(١)- مرحوم آقاى آخوند، فعلا خودشان در صدد القاء اشكال بر قول به ترتّب هستند كه:
شما مىگوئيد اجتماع امرين در آن واحد به نحو ترتّب، مانعى ندارد لكن سؤال ما اين است كه: اگر مكلّف در زمانى كه فقط مىتوانست با يكى از آن دو امر، موافقت كند لكن نسبت به آن دو، مخالفت نمود، آيا استحقاق دو عقوبت، پيدا مىكند يا اينكه مستحق