إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤٨ - دو اشكال ديگر بر واجب معلق
آيا استطاعت در باب حج، مانند طهارت در باب صلات، اخذ شده كه بر شما تحصيلش لازم است؟
خير، درعينحال كه استطاعت، امر اختيارى است امّا به نحوى در مأمور به اخذ شده كه تحصيل آن بر مكلّف لازم نيست.
خلاصه اشكال ما به صاحب فصول: چرا شما معلّق عليه را به امر غير مقدور، اختصاص داديد بلكه اگر معلّق عليه يك امر مقدور هم باشد، اطلاق واجب معلّق برآن، مانعى ندارد.
اشكال مهمّى كه به صاحب فصول داريم اين است كه:
هدف شما از تقسيم مذكور و تصوير واجب معلّق چيست؟
ايشان ملاحظه كردهاند كه: اگر كسى مستطيع شد، حج بر او واجب است و از طرفى ديدهاند كه حج، متوقف بر زمان خاصّى هست لذا تصوّر كردهاند كه:
اگر بگوئيم قبل از فرا رسيدن آن موسم خاص، حج، وجوب ندارد پس لازم نيست كه مكلّف، مقدّمات حج را فراهم كند و چنانچه بخواهد صبر كند تا ماه ذىحجّه فرارسد، زمان، اجازه نمىدهد كه انسان، مقدّمات حج را فراهم كند. مگر امكان دارد فردى كه مثلا روز نهم ذىحجّه در ايران بسر مىبرد، وسائل و امكانات انجام مناسك حج را مهيّا كند.
خلاصه اينكه ايشان دچار مشكلهاى شدهاند كه:
آيا حجّى كه متوقّف بر زمان هست و فرضا سه ماه ديگر، موسم آن مىرسد، الآن واجب است يا نه؟ اگر بگوئيم واجب نيست و در زمان خاص واجب مىشود، پس مكلّف، مقدّمات آن را چه زمانى تحصيل كند و چنانچه بگوئيم واجب است در نتيجه بايد الآن مقدّمات آن را مهيّا كند پس بين وجوب و واجب بايد فاصله، قائل شويم لذا فرمودهاند: چارهاى نيست كه شما بين آن دو فاصله، قائل شويد و نام آن را هم واجب معلّق بگذاريد براى اينكه اكنون وجوب، فعليّت پيدا كند و در نتيجه، بايد مستطيع، قبل از