إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥٢ - ملاك وجوب غيرى فعلى مقدمات وجوديه چيست؟
مقدّمات وجوديّه، داراى وجوب فعلى غيرى مىشود كه اينك به بيان آن مىپردازيم:
١- بايد ذى المقدّمه، داراى وجوب فعلى باشد، چنانچه ذى المقدّمه، اتّصاف به وجوب فعلى پيدا نكرده باشد، امكان ندارد مقدّمه، متصف به وجوب غيرى شود زيرا وجوب مقدّمه، اثر وجوب ذى المقدّمه و ترشّحى از آن وجوب است.
مثال: معقول نيست كه وجوب نماز ظهر، بعد از زوال، فعليّت پيدا كند امّا فرضا طهارت در ساعت يازده صبح، وجوب غيرى داشته باشد پس در هر موردى كه وجوب مقدّمه، فعليّت دارد بايد در همان ظرف و در همان حال، ذى المقدّمه هم وجوب فعلى داشته باشد.
سؤال: فعليّت وجوب ذى المقدّمه از چه طريقى ثابت مىشود؟
جواب: تاكنون تقريبا چهار راه براى آن ذكر شده:
الف: ممكن است ذى المقدّمه، واجب «مطلق منجّز» باشد كه در نتيجه، وجوبش فعلى هست.
ب: امكان دارد ذى المقدّمه، واجب «معلّقى» باشد كه صاحب فصول تصوير كردند كه داراى وجوب فعلى هست.
ج: ممكن است ذى المقدّمه، واجب «مشروط» شيخ اعظم باشد كه رجوع به واجب مطلق مىكند و طبق آن مبنا ذى المقدّمه وجوب فعلى دارد.
د: امكان دارد ذى المقدّمه، واجب مشروطى باشد كه مراد و مورد تفسير مشهور است منتها به اين كيفيّت: آن شرطى كه در آينده، تحقّق پيدا مىكند به نحو شرط متأخّر، اخذ شده و معناى شرط متأخّر، اين است كه شرط در آينده و استقبال، تحقّق پيدا مىكند لكن مشروطش وجوب فعلى دارد.
مثال اوّل: قبلا چنين مثالى بيان كرديم: حج درعينحال كه مقيّد به زمان خاصّى هست و با اينكه بايد در ماه ذىحجّه، تحقّق پيدا كند امّا اگر كسى مستطيع شد بايد بعد از استطاعت، مقدّماتش را فراهم كند، لزوم تحصيل مقدّمات درصورتى است كه وجوب