إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧٠ - نقد و بررسى بيان شيخ اعظم در ترجيح اطلاق هيئت، نسبت به ماده
اتيان يك مصداق از آن طبيعت بر مكلّف، لازم است و اتيان تمام مصاديق اكرام، لزومى ندارد مانند اطلاق موجود در جمله «اعتق رقبة» كه توضيح داديم.
خلاصه: اگر مولائى بگويد: «اكرم زيدا» و قيدى براى آن ذكر نكند دو اطلاق در آن موجود است: يك اطلاق شمولى در جانب هيئت و يك اطلاق بدلى در ناحيه مادّه.
سؤال: اگر مولا بگويد: «اكرم زيدا إن جاءك» در اين صورت آيا او در صدد تقييد اطلاق شمولى هيئت مىباشد يا اينكه منظورش تقييد اطلاق بدلى مادّه هست.
جواب: در فرض مذكور، ترجيح با اين است كه اطلاق شمولى هيئت باقى باشد و قيد مزبور را به مادّه، ارجاع دهيم زيرا:
اطلاق شمولى هيئت، قوىتر از اطلاق بدلى مادّه هست لذا اگر قيدى در كلام، ذكر شود، مىگوئيم آن قيد، اطلاق مادّه را مقيّد مىنمايد بنابراين در مثال مورد بحث، اطلاق بدلى مادّه، مقيّد به مجىء زيد مىشود. بنا بر آنچه گفتيم: به نظر شيخ اعظم در دوران امر، بين تقييد هيئت و تقييد مادّه كه امر، دائر بين اين است كه اطلاق شمولى، مقيّد شود يا اطلاق بدلى، مىگوئيم: ترجيح با اطلاق بدلى است و بايد آن را مقيّد نمود و اطلاق شمولى به قوّت خود، باقى مىماند پس قيد را بايد به مادّه، ارجاع داد.
سؤال: مرحوم شيخ از كسانى بودند كه فرمودند: ممتنع است قيد، مربوط به هيئت باشد پس چرا در بحث مذكور، مسئله دوران امر بين تقييد «هيئت» و تقييد مادّه را مطرح كرده و فرمودهاند قيد را به مادّه ارجاع مىدهيم؟
جواب: بايد بگوئيم مسأله استحاله رجوع قيد به هيئت، فعلا مطرح نيست و ايشان طبق مسلك مشهور كه قيد هم مىتواند مربوط به هيئت باشد و هم امكان دارد ارتباط با مادّه داشته باشد، بحث مذكور را عنوان كردهاند.
تذكّر: بهتر است كه فعلا ترتيب متن كتاب را رعايت ننمائيم و پاسخ مرحوم آقاى