شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩١
چه فلسفى و چه منطقى، همه در ذهن داراى مفهوم اسمى مستقلاند؛ ثانيا، با چنين معنائى برگشت اين قول به قول سوم است كه در ٣- ٤- ٣- ٧ خواهد آمد و با سياق عبارات كتاب و دليل ابطال اين قول سازگار نيست؛ ثالثا، مستلزم اين است كه مهمترين قول مخالفى كه در امكان وجود دارد- قول به اينكه امكان يك معقول ثانى منطقى است مسكوت مانده باشد و قول سخيفترى، كه اصلا مورد توجه حكما نيست، بتفصيل بحث شده باشد.
جواب: جواب درست را به قرينه اينكه در همين تفسير گفتهاند: «امكان صورت خارجى ندارد» مىتوان دريافت. در مبحث معقولات اولى و ثانيه، وقتى گفته مىشود: وصفى صورت خارجى دارد، مقصود اين است كه اين وصف محمول بالضميمه است. طبعا نفى صورت از يك وصف دقيقا به اين معناست كه در ظرف اتصاف موصوف به اين وصف اين وصف وجودى غير از وجود موصوف ندارد؛ يعنى، اگر ظرف اتصاف خارج است، صفت نيز خارجى است ولى وجود خارجيش غير از وجود موصوف نيست و اگر ظرف اتصاف ذهن است، صفت نيز ذهنى است ولى وجود ذهنيش غير از وجود ذهنى موصوف نيست. باتوجه به اين معنا براى صورت، مىتوان گفت كه معقولات ثانيه منطقى نه صورت خارجى دارند نه صورت ذهنى: صورت خارجى ندارند، زيرا اصلا ظرف اتصافشان خارج نيست- سالبه به انتفاء موضوعاند؛ صورت ذهنى ندارند، زيرا در مرتبهاى از ذهن كه اشيا متصف به اين معقولات مىشوند اينها وجود ذهنيى غير از وجود ذهنى موصوف خود ندارند، هرچند در مرتبه ديگرى از ذهن داراى وجود ذهنى منحاز و مستقلاند. بنابراين، در مورد كسى كه امكان را اعتبار عقلى محض مىداند، فرق نمىكند كه بگوئيم كه امكان را معقول ثانى منطقى مىداند يا بگوئيم كه براى امكان نه صورت خارجى قائل است نه صورت ذهنى.
٢- ٤- ٣- ٧: امكان داراى وجود منحاز مستقل نيست
براى ابطال قول دوم، مبنى بر اينكه امكان داراى وجود منحاز و مستقل خارجى است، دو برهان ذكر كردهاند:
برهان اوّل
اين برهان بر دو مقدمه زير مبتنى است:
مقدمه اوّل: امكان امرى است عدمى و سلبى كه ذهن براى آن ثبوتى فرض كرده است.