شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥
فصل اوّل انقسام وجود ذهنى و خارجى
١: تاريخچه بحث
تقسيم وجود به ذهنى و خارجى از تقسيمهايى است كه در دوره اسلامى صورت گرفته و در فلسفه يونان وجود نداشته است. ريشه اين تقسيمبندى، و به عبارتى ريشه بحث وجود ذهنى، را بايد در لابلاى بحثهاى فارابى و بو على، كه به دنبال اشكالات متكلمين و پاسخ به آنها طرح شده است، جستجو كرد.
توضيح اينكه، چنانكه در مرحله اوّل/ فصل دوم/ ٨- ٦ گذشت، به عقيده حكماى اسلامى شيئيت و وجود مساوقاند. هر شيئى وجود دارد و هرچه وجود دارد نيز شىء است؛ بنابراين نمىتوان به چيزى دست يافت كه وجود نداشته باشد ولى شىء باشد. پس معدومات، همانگونه كه وجود ندارند، شىء هم نيستند. برخلاف حكما، متكلمين معتقدند كه شيئيت اعم از وجود است و شامل برخى از معدومات نيز مىشود، پس برخى از معدومات، على رغم اينكه وجود ندارند، شىءاند. باختصار، متكلمين قائل به شيئيت معدومات هستند ولى حكما قائل نيستند. استدلال متكلمين براى اثبات مدعاى خود بر دو مقدمه زير استوار است:
مقدمه اوّل: از معدوم مىتوان خبر داد.
مقدمه دوم: هرچه را كه بتوان از آن خبر داد شىء است.
نتيجه: معدوم شىء است.
توضيح اينكه ما مىتوانيم از بسيارى از معدومات خبر دهيم؛ مثلا، مىگوئيم: «كوه طلا درخشان است» يا با محاسبات نجومى مىگوئيم: «در فلان زمان و فلان مكان خسوفى با اين مشخصّات رخ خواهد داد»، در حالى كه نه كوه طلا در خارج وجود دارد و نه در هنگام خبر دادن از خسوف خسوفى وجود دارد، هردو معدوماند و در عين حال از آنها خبر دادهايم. از