شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٩
٣- ٤: جواب نقضى اوّل
علاوه بر جواب حلىّ و جواب نقضى كه بعدا خواهد آمد، مىتوان اثبات كرد كه مدعاى مستشكل [١]، مبنى بر اينكه هرمعلولى ضرورتا مسبوق به عدم زمانى است، مستلزم قديم بودن جسم است كه سخت مورد انكار او است. اثبات اين مطلب به استناد مقدمات زير است:
مقدمه اوّل: هرمعلولى- ماهيت امكانى- مسبوق به زمان است.
مقدمه دوم: زمان مستلزم حركت است.
مقدمه سوم: حركت مستلزم متحرك است.
مقدمه چهارم: متحرك در هرحركتى همان جسم است.
مقدمه اوّل مقتضاى فرض است. بنابر فرض (اين فرض مدعاى متكلمين است) هر معلولى، هرماهيت امكانى مسبوق به عدم زمانى است و مسبوقيت به عدم زمانى مستلزم مسبوق بودن به زمان است. دليل سه مقدمه ديگر اينكه در مباحث مربوط به حركت ثابت خواهد شد كه زمان اندازه حركت است؛ يعنى، از نوع كميت متصل است و موضوع آن حركت است، و نيز خواهيم گفت كه اولا، هرحركتى به متحركى نياز دارد و ثانيا، اين متحرك بايد امرى باشد كه از جهتى بالقوه است و از جهتى بالفعل و چنين امرى جز جسم نيست كه مركب از هيولا و صورت است. پس بنابر مقدمه اوّل تحقق هرماهيت امكانى مستلزم وجود زمان است قبل از آن و بنابر مقدمه دوم مستلزم وجود حركت است قبل از آن و طبق مقدمه سوم و چهارم مستلزم وجود جسم و هيولا و صورت است قبل از آن. پس تحقق هرمعلولى و هر ماهيت امكانى ضرورتا مسبوق است به زمان كه هميشه همراه با جسم است كه خود نيز يك ماهيت امكانى است و بنابر فرض اوّل مسبوق است به زمانى و جسمى و هكذا، هرچه به عقب برگرديم جسم و لوازم و ملزومات آن محقق است. لهذا فرض اينكه هرمعلولى ضرورتا حادث است و مسبوق به عدم زمانى است مستلزم قديم بودن عالم جسمانى است كه سخت مورد انكار متكلمين است:
مضافا الى انّ اثبات الزمان قبل كلّ ماهيّة امكانيّة اثبات للحركة الراسمة للزمان و فيه اثبات متحرّك تقوم به الحركة و فيه اثبات الجسم المتحرّك و المادّة و الصورة. فكلّما
[١] . توجه شود كه مستشكل متكلمين هستند كه غالبا منكر قديم زمانى عالماند، بنابراين از نظر مستشكل جسم نمىتواند قديم باشد.