شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٣
٢- ٤: اقسام صفات
بهطور كلى، صفات يك شى، اعم از واجب يا ممكن، را مىتوان به صورت زير تقسيم كرد:
صفات/ ثبوتى/ حقيقى محض (حيات) ذات اضافه (علم، قدرت) اضافى (خلق، رزق، عالميت، ابوت) سلبى (فقر، نابينائى) مقصود از صفات سلبى روشن است، صفاتى هستند كه حاكىاند از نداشتن چيزى، خواه آن چيز- مسلوب- امرى وجودى باشد يا عدمى؛ مانند كورى، فقر، ناشنوائى، قدّوسيت.
مقصود از صفات اضافى صفاتى است كه موصوف در مقايسه با شىء ديگرى واجد آنهاست، نه فى نفسه و بدون قياس. هنگامى كه پديدهاى را كه امروز رخ داده با پديده ديروزى مقايسه مىكنيم، صفت تأخر را به پديده امروزى نسبت مىدهيم، بدون اين مقايسه و سنجش اين پديده واجد چنين وصفى نيست، برخلاف صفات حقيقى كه موصوف فى نفسه و بدون هيچ مقايسه و سنجشى واجد آنهاست، اتصاف انسان به علم يا سفيدى متوقف نيست بر اينكه انسان را با شىء ديگرى مقايسه كنيم، پس ثبوت و وجود صفات اضافى براى موصوف متوقف بر قياس و سنجش موصوف است باغير، برخلاف صفات حقيقى. قبلا در مرحله سوم/ فصل اوّل/ ٣- ٧- ٢، در توضيح تقسيم نفسى و قياسى، گفتيم كه شىء واحدى ممكن است اگر فى نفسه در نظر گرفته شود؛ يعنى، اگر آن را با غير خودش نسنجيم، مصداق يك مفهوم قرار گيرد و اگر فى نفسه در نظر گرفته نشود، بلكه با غير خود ملاحظه شود، مصداق مفهوم ديگرى، كه با مفهوم اوّل تقابل بالذات دارند، واقع شود؛ مثلا، نطفه انسان فى نفسه بالفعل است ولى در مقايسه با علقه يا جنين يا انسان بالقوه است. بنابراين، نطفه به خودى خود و فى نفسه متصف به بالقوه نمىشود، تنها هنگامى واجد وصف قوّه است كه آن را با غير بسنجيم، قوام تحقق اين وصف براى موصوف به سنجش و قياس است، برخلاف فعليت.
صفات اضافى همه اينچنيناند؛ روشنتر بگوئيم، صفات اضافى در خارج وجود نفسى ندارند، وجود آنها وجود قياسى است.