شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٥
فصل هشتم پارهاى از ويژگيهاى ممتنع بالذات
در فصول پيشين درباره احكام واجب بالذات و ممكن بالذات بحث شد. در اين فصل، درباره احكام ممتنع بالذات بحث مىشود. برخى از اين احكام در ضمن مباحث قبل نيز گذشت و برخى از آنها از آنچه گذشت براحتى قابل استنباط است ولى برخى ديگر براى اولين بار مطرح مىشود. ما در اينجا به دسته اخير احكام بتفصيل خواهيم پرداخت ولى در دو دسته اوّل تنها به اشاره و اجمال اكتفا مىكنيم.
١: تقابل احكام ممتنع بالذات و واجب بالذات
امتناع بالذات يعنى ذات مفروض شىء، به خودى خود و قطع نظر از جميع اغيار، اقتضا كند حمل عدم را بر خود؛ پس ممتنع بالذات يعنى ذات مفروضى كه خودبخود ضرورى العدم است. در مقابل، وجوب بالذات يعنى ذات حقيقى شىء، به خودى خود و قطع نظر از جميع اغيار و حيثيات، اقتضا كند حمل وجود را بر خود، پس واجب بالذات يعنى ذات حقيقى كه خودبخود ضرورى الوجود است.
همانطور كه از دو تعريف فوق برمىآيد، امتناع بالذات و وجوب بالذات از اين جهت كه هردو بالذات هستند مشتركاند و از اين جهت كه يكى امتناع است و ديگرى وجوب متقابلاند. به همين دليل تمام احكام آنها نيز از جهتى مشابهاند و از جهتى متقابل. با دقت در احكامى كه بيان خواهيم كرد، اين تشابه و تقابل ديده خواهد شد.
نكتهاى كه قابلتوجه است اينكه اولا، مقصود از ذات در دو تعريف فوق ماهيت بهمعناى «ما يقال فى جواب ما هو» نيست، زيرا در فصل اوّل/ ٢- ٧ گفته شد كه ماهيت و امكان متلازماند، نه امكان در غير ماهيات يافت مىشود و نه ماهيتى مىتوان يافت كه ممكن نباشد و