شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٤
بيان ملازمه در مقدمه الف: معناى تقدم بالوجود ماهيت بر وجود خودش اين است كه ماهيت قبل از وجودش موجود باشد. حال اين سؤال مطرح است كه اين ماهيت قبل از وجودش با چه وجودى موجود بوده است؟ آيا با خود همان وجودش كه متأخر از آن است با با غير آن؟ اگر با همان وجود متأخر از خود موجود است، لازم مىآيد آن وجود بر خودش متقدم باشد، زيرا بنابر فرض، ماهيت در مرتبه قبل از اين وجود با همين وجود موجود بوده است؛ و اگر باوجود ديگرى موجود است كه اولا، مستلزم اين است فرد واحدى از ماهيت با دو وجود موجود شده باشد: يكى وجود متأخر و ديگرى وجود متقدم و ثانيا، نقل كلام در وجود متقدم مىكنيم، ماهيت بر اين وجود نيز تقدم بالوجود دارد، پس به دليلى كه وجود اوّل مستلزم اين وجود بود، اين وجود نيز مستلزم وجود ديگرى است و به همين ترتيب وجود چهارم و پنجم الى غير النهايه لازم مىآيد كه تسلسل است:
و قد اقاموا عليه مع ذلك حججا، امتنها انّه لو كان للواجب بالذات ماهيّة وراء وجوده الخاصّ به، كان وجوده زائدا عليها عرضيّا لها و كلّ عرضىّ معلّل، فكان وجوده معلولا إمّا لماهيّته او لغيرها؛ و الثانى، و هو المعلوليّة للغير، ينافى وجوب الوجود بالذات و الاوّل، و هو معلوليّته لماهيّته، تستوجب تقدّم ماهيّته على وجوده بالوجود، لوجوب تقدّم العلّة على معلولها بالوجود بالضرورة، فلو كان هذا الوجود المتقدّم عين وجود المتأخّر، لزم تقدّم الشىء على نفسه و هو محال و لو كان غيره، لزم ان توجد ماهيّة واحدة باكثر من وجود واحد و قد تقدّمت استحالته، على انّا ننقل الكلام الى الوجود المتقدّم فيتسلسل.
١- ٢- ٤: اشكال
در اين برهان، تلازم بين مقدم و تالى در مقدمه اوّل انكار شده است. مقدمه اوّل برهان فوق چنين بود: «اگر واجب الوجود ماهيت داشته باشد، ماهيتش بر وجودش تقدم بالوجود دارد».
مستشكل منكر اين مقدمه است. به نظر وى، بين مقدم و تالى شرطيّه فوق ملازمهاى نيست.
دليل وى بر انكار تلازم منع مقدمه چهارم از مقدماتى است كه در اثبات ملازمه ذكر كرديم، مبنى بر اينكه هرعلتى بر معلول خود تقدم بالوجود دارد. به نظر وى، اين مقدمه با چنين كليتى درست نيست، زيرا مواردى هست كه رابطه عليت برقرار است ولى علت بر معلول خود تقدم بالوجود ندارد؛ مثلا، اجزاء ماهيت علل ماهيتاند ولى تقدم آنها بر خود ماهيت تقدم بالماهيه