شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٩
ماهيات و معقولات ثانيه منطقى، كه به آنها «اعتبارات محض عقلى» نيز مىگفتهاند. هرمفهوم كلى يا بايد در زمره معقولات اولى- ماهيات- قرار مىگرفت يا در زمره معقولات ثانيه منطقى.
در پارهاى از مفاهيم، تشخيص اينكه جزء كدام دستهاند روشن بوده؛ مانند مفهوم انسان، درخت، جسم كه از معقولات اولى هستند و مانند مفهوم جنس، قضيه، موضوع، محمول كه از معقولات ثانيه منطقى هستند؛ اما اين تشخيص هويت مفهومى در برخى از مفاهيم به مشكل دچار مىشده است، مانند مفهوم امكان. يكى از بحثهاى پرقيلوقال فلسفه اين بوده كه آيا امكان يك معقول اوّل است و در خارج وجود دارد يا يك اعتبار عقلى محض است كه به هيچ نحو در خارج موجود نيست. پس از شناخته شدن معقولات ثانيه فلسفى، معلوم شد كه امكان در هيچيك از دو دسته فوق قرار ندارد، بلكه جزء معقولات ثانيه فلسفى است و بدين ترتيب اين نزاع ديرينه خاتمه يافت. بحث انواع معقولات و طرز پيدايش آنها در ذهن و نحوه فعاليت ذهن در پيدايش معقولات ثانيه فلسفى و منطقى در فصل دهم از مرحله يازدهم اين كتاب خواهد آمد ولى ما، باتوجه به اينكه هم قبلا در وجود ذهنى به اين دستهبندى اشاره كردهايم و هم در اين بحث به آن محتاجيم، در همينجا به توضيح انواع مفاهيم مىپردازيم، تا خواننده عزيز از اين پس منظور از معقول اوّل و معقول ثانى فلسفى و منطقى را بداند. البته در اينجا، مقصود فقط شناساندن انواع مفاهيم است اما توضيح طرز فعاليت ذهن در پيدايش معقولات ثانيه فلسفى و منطقى و ساير مباحث مربوط را به جاى خود موكول مىكنيم.
١- ٣- ٧: انواع مفاهيم
مفاهيم، در يك تقسيمبندى اوّليه، به كلى و جزئى تقسيم مىشوند. مفاهيم جزئى مفاهيمى هستند كه بر بيش از يك مصداق قابل انطباق نيستند برخلاف مفاهيم كلى كه بر بيش از يك مصداق قابل انطباقاند. تصوراتى كه ما از اشخاص داريم يا تصورى كه از خود داريم همه جزئى هستند، زيرا فقط بر يك مصداق مىتوانند منطبق شوند اما مفهوم درخت مثلا كلى است، زيرا بر هردرختى مىتواند منطبق شود. به تصورات كلى «معقولات» نيز مىگويند.
معقولات، در تقسيم ديگرى، به معقولات اولى و معقولات ثانيه تقسيم مىشوند و معقولات ثانيه نيز خود دو دستهاند: معقولات ثانيه منطقى و معقولات ثانيه فلسفى: