شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧١
موصوف است قرار داد و بالعكس: هر محمولى را از قضيه موجبه مىتوان به شكل يك صفت و موصوف مضاف بر هم درآورده موضوع را موصوف و مضاف قرار داد و محمول را صفت و مضاف اليه. «انسان سفيد» صفت و موصوف هستند و مىتوان آنها را به شكل قضيه «انسان سفيد است» برگرداند و نيز «انسان ضاحك است» را مىتوان به شكل «انسان ضاحك» ارجاع داد. البته ممكن است قضيه موجبه معدوله باشد، مانند «زيد غير سفيد است» كه مىتوان آن را به «زيد غير سفيد» برگرداند، در اينجا، هرچند محمول و بالنتيجه صفت عدمى و سلبى است، با اينهمه؛ همانطور كه در مرحله اوّل/ فصل چهارم/ ١ و ٢ گذشت، اگر مفهومى سلبى محمول يك قضيه موجبه قرار گيرد، ذهن نوعى ثبوت براى آن فرض مىكند و به اعتبار همين ثبوت فرضى آن را حمل مىكند و طبعا آن را صفت قرار مىدهد و الّا به هيچوجه قابل حمل نيست و نيز به هيچوجه نمىتواند صفت موضوع قرار گيرد و فقط مىتوان آن را به نحو سلب تحصيلى سلب كرد و لا غير. پس بهطور كلى، محمول قضيه موجبه را، چه آن قضيه محصله باشد و چه معدوله، مىتوان وصف موضوع قرار داد اما در قضيه سالبه چنين نيست. هرگز نمىتوان محمول يك قضيه سالبه را وصف موضوع قرار داد، چه به صورت وصف ثبوتى و چه وصف سلبيى كه ذهن براى آن نوعى ثبوت فرض كند؛ زيرا معناى قضيه سالبه اين است كه موضوع واجد چنين محمولى نيست. ممكن است بگويند: «بين قضيه موجبه معدوله و سالبه چه تفاوتى هست كه، با اينكه مفاد هردو اين است كه موضوع واجد محمول نيست، در اوّلى مىتوان محمول را وصف موضوع قرار داد و در دومى نمىتوان؟» جواب اين است كه معناى قضيه موجبه معدوله اين است كه موضوع واجد محمول سلبى است: محمول سلبيى كه قبلا نوعى ثبوت براى آن فرض شد. ولى معناى قضيه سالبه اين است كه موضوع اصلا واجد چنين محمولى نيست و به تعبير دقيقتر، مفاد قضيه موجبه معدوله اين است كه نسبت بين وصف سلبى و موضوع در خارج محقق و ثابت است، در حالى كه مفاد قضيه سالبه اين است كه نسبت بين وصف و موضوع در خارج محقق نيست. از اينرو، در قضيه موجبه معدوله اوّلا، در همان ظرفى كه حكم كردهايم نسبت در آن ثابت و محقق است بايد موضوع هم در آن ثابت و محقق باشد، زيرا ثبوت شىء لشى فى ظرف مّا فرع ثبوت المثبت له فى ذلك الظرف و ثانيا، بايد براى محمول، كه مفهومى است سلبى، در خارج از قضيه، يعنى در ظرف تحقق نسبت، يك نحو ثبوت فرضى اعتبار كرد تا تحقق نسبت بين آن و موضوع معنا داشته باشد و الّا اگر