شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٢
خبرى است از معدوم مطلق، با همين قضيه خبر دادهايم از معدوم مطلق به اينكه نمىتوان از آن خبر داد. پس خود اين قضيه ناقض خود است. به عبارت ديگر، صدق قضيه فوق مستلزم صدق قضيه ديگرى است به اين شكل: «از معدوم مطلق خبر دادهايم به اينكه نمىتوان از آن خبر داد» و اين دو قضيه متناقضاند. در آنجا جواب اين بود كه در قضيه اوّل، يعنى قضيه «از معدوم مطلق نمىتوان خبر داد»، مقصود از معدوم مطلق مصاديق معدوم مطلق است، به تعبيرى كه در آنجا داشتيم مقصود معدوم مطلق به حمل شايع است و در قضيه دوم مقصود از معدوم مطلق مفهوم معدوم مطلق است، يعنى معدوم مطلق به حمل اوّلى. پس اينكه مىگوئيم از معدوم مطلق نمىتوان خبر داد يعنى از آنچه مصداق معدوم مطلق است نمىتوان خبر داد. اگر گفته شود: همين خود خبرى است از آن، مىگوئيم اين خبر خبر از چيزى است كه موجود در ذهن است و معدوم مطلق نيست؛ يعنى، خبر از مفهوم معدوم مطلق است، نه مصداق آن، زيرا مقصود از «خبر» همان محمول است و مقصود از «مخبر عنه يا مبتدا» همان موضوع است و موضوع قضيه هميشه مفهوم است، شىء و مصداق خارجى هيچگاه موضوع واقع نمىشود. پس در قضيه فوق نيز مفهوم معدوم مطلق موضوع است و از آن خبر داده شده است. در هرحال، در اينجا همان سؤالى كه در ممتنع بالذات مطرح شد تكرار مىشود: مقصود از مصداق معدوم مطلق چيست؟ معدوم مطلق كه نمىتواند مصداق داشته باشد، پس حكم «يخبر عنه» بر چه چيزى بار مىشود؟ جواب نيز همان جواب است. بر مصداق فرضى معدوم مطلق به شرحى كه گذشت:
و هذا نظير ما يقال فى دفع التناقض المترائى فى قولنا: «المعدوم المطلق لا يخبر عنه»، حيث يدلّ على نفى الاخبار عن المعدوم المطلق و هو بعينه اخبار عنه، انّ نفى الاخبار عن المعدوم المطلق بالحمل الشايع، اذ لا شيئيّة له حتّى يخبر عنه بشىء و هذا بعينه اخبار عن المعدوم المطلق بالحمل الاولى الذى هو موجود ممكن ذهنىّ.
٦: كيفيت تلازم دو ممتنع
مقصود از اين بحث اين است كه روشن كنيم آيا بين ممتنعات علاقه لزوميه وجود دارد. آيا دو ممتنع مىتوانند رابطه لازم و ملزوم داشته باشند؟ آيا ممتنعى مىتواند مستلزم ممتنع ديگر باشد؟ جواب مثبت است يا منفى يا بايد تفضيل قائل شد و در هرصورت چه قيود و شرائطى لازم است؟ براى جواب به سؤال فوق بايد سه مسئله زير را بررسى كرد: