شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٣
اينكه «آيا مىتوان براى ذات جهتى امكانى نسبت به امرى خارج از ذات فرض كرد، بهطورى كه جهت امكان داخل در ذات نباشد، يا نمىتوان؟» بحثى است كه اين برهان متكفل آن نيست؛ يعنى، حداكثر نتيجه اين برهان اين است كه ذات واجب واجد همه صفات كمالى است و اين صفات همه عين آن ذاتاند نه زائد بر آن ولى مىدانيم آنچه براساس اين قاعده محل نزاع متكلمين و فلاسفه بوده بيش از اين بوده است. فلاسفه درصدد بودهاند از اين برهان در امثال ازليت فاعليت خداوند و قدم عالم استفاده كنند.
٢- ٣: برهان دوم
اين برهان را نخست ابن سينا در نجات و مبدأ و معاد [١] اقامه كرده است، صدر المتألهين در اسفار [٢] آن را به صورت كاملترى ذكر كرده و سپس خود تقرير ديگرى از آن به دست داده است. در اين كتاب، همين تقرير تلخيص و با مقدمات كمترى ارائه شده است. بهطور كلى، در تقريرات مختلف اين برهان، سعى بر اين است كه ثابت كنند كه امكان صفت به موصوف نيز سرايت مىكند و موجب مىشود موصوف نيز ممكن شود؛ به تعبير دقيقتر، اگر صفتى از صفات واجب نسبت به او ممكن باشد، اين امكان به وجود او نيز سرايت مىكند و موجب مىشود وجود او نيز براى او ضرورت ذاتى نداشته باشد. بنابراين، همانگونه كه ذات خداوند براى ضرورت وجود او كافى است، همچنين خود ذات براى ضرورت همه صفات او كافى است.
١- ٢- ٣: تقرير برهان در غير اين كتاب
اگر در تقريرات مختلف اين برهان در نجات و اسفار دقت كنيم، خواهيم ديد كه همه آنها در چهار مقدمه مشتركاند، هرچند برخى از اين مقدمات، به دليل وضوح كامل، در پارهاى از اين تقريرات مطوى است و بدان تصريح نشده است ولى مصرّح نبودن مقدمه بهمعناى دخيل نبودن آن نيست. در هرحال، ما همه مقدمات را بصراحت ذكر مىكنيم و سپس اشاره مىكنيم كه اختلاف تقريرهاى فوق در چه موضعى از برهان است.
[١] . ابن سينا، المبدأ و المعاد، ص ٦ و نيز النجاة، ص ٥٥٣.
[٢] . الاسفار الاربعة، ج ١، ص ١٢٥- ١٢٣.