شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٩
مقدمه دوم: عدم مضاف در خارج وجود منحاز مستقل ندارد، بلكه موجود است به وجود موصوفش.
نتيجه: امكان وصفى است كه در خارج وجود منحاز مستقل ندارد، بلكه موجود است به وجود موصوفش:
و اذ كانت متّصفة به في الاعيان، فله وجود فيها على حدّ الاعدام المضافة التي هي اوصاف عدميّة ناعتة لموصوفاتها موجودة بوجودها.
٣- ٣- ٧: اشكال و جواب
در اينجا به اشكال مقدّرى پاسخ داده شده است و آن اينكه اثبات شد كه امكان معقول ثانى فلسفى است نه منطقى؛ يعنى، وصفى خارجى است نه يك اعتبار عقلى محض؛ به تعبير ديگر، اثبات شد كه امكان وجود خارجى دارد- هرچند اين وجود منحاز و مستقل نيست- و در مرحله سوم/ فصل اول/ ٣ گذشت كه وجود خارجى منشأ آثار بلكه عين حيثيت منشئيت آثار است، بنابراين بايد بر امكان نيز آثارى مترتب باشد. آن آثار چيست؟
جواب اينكه، چون امكان در خارج عدم وجوب است، آثار خارجى آن همان عدم ترتب آثار وجوب است در خارج، همانطور كه اگر شخصى در خارج متصف به نابينائى شود، اثر آن عدم ترتب آثار بينائى است در خارج. آثار وجوب صرافت وجود، بساطت ذات، غناى مطلق و غير اينهاست، پس آثار امكان عدم صرافت وجود، تركّب و مطلق فقر است:
و الاثار المترتّبة عليه في الحقيقة هي ارتفاع آثار الوجوب، من صرافة الوجود و بساطة الذات و الغنى عن الغير و غير ذلك.
٤- ٣- ٧: اقوال مخالف و ردّ آنها
در ٣- ٧، به دو قول مخالف اشاره شد. باتوجه به اينكه در پايان اين فرع به قول مخالف ديگرى نيز اشاره خواهند كرد، مىتوان گفت در برابر قول مختار مجموعا سه قول وجود دارد:
١- قول كسانى كه امكان را اعتبار عقلى محض مىدانند؛
٢- قول كسانى كه امكان را در خارج موجود به وجود منحاز مستقل مىدانند؛
٣- قول كسانى كه امكان را مشترك لفظى ميان ماهيات مىدانند.