شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٣
در پايان، تذكر اين نكته لازم است كه گاهى به امكان استعدادى «امكان وقوعى» هم مىگويند كه بايد توجّه داشت با «امكان وقوعى» كه در ٦- ٩ گفته مىشود اشتباه نشود.
٦- ٩: امكان وقوعى
گاهى خود شىء ذاتا ممكن است، يعنى وقتى ماهيت آن را من حيث هى هى لحاظ مىكنيم و باوجود و عدم مىسنجيم مىبينيم نه ممتنع است نه واجب، اما فرض وقوع آن لازمه يا لوازمى دارد كه محال ذاتىاند. در اين حالت شىء، هرچند ذاتا ممكن است، وقوع و تحقق آن ممتنع است، چون مستلزم تحقق ممتنع بالذات است؛ به تعبير ديگر، چنين شيئى «امتناع وقوعى» دارد. حال «امكان وقوعى» در مقابل امتناع قوعى است؛ يعنى، نبودن امتناع وقوعى. پس امكان وقوعى شىء بهمعناى نداشتن امتناع وقوعى است؛ يعنى، فرض وجود آن داراى لازمه يا لوازمى كه محالاند نيست:
ربما اطلق الامكان و اريد به كون الشيء بحيث لا يلزم من فرض وقوعه محال و يسمّى «الامكان الوقوعي».
٧- ٩: امكان فقرى
ما در بحث وجود مستقل و رابط گفتيم كه از نظر صدر المتألهين (ره) حيثيت وجود معلول عين ربط به علت است. معلول چيزى جز نياز و فقر به علت خود نيست. اين معنا را اصطلاحا «امكان فقرى» مىگويند. بايد توجّه داشت كه اين معنا از امكان با امكان ذاتى- امكان خاص- خلط نگردد. موصوف امكان فقرى وجود ممكنات است و موصوف امكان ذاتى ماهيت آنهاست، به همين دليل، گاه به امكان فقرى «امكان وجودى» و به امكان ذاتى «امكان ماهوى» نيز مىگويند:
و ربما اطلق «الامكان» و اريد به ما للوجود المعلوليّ من التعلّق و التقوّم بالوجود العلّيّ و خاصّة الفقر الذاتيّ و يسمّى «الامكان الفقري و الوجوديّ»، قبال الامكان الماهويّ.
١٠: توجّه به يك نكته
ما در اوّل بحث جهات ثلاث، در فرق بحث مواد ثلاث در منطق و فلسفه، گفتيم كه نظر فلسفى