شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٨
نتيجه: امكان نيز امرى خارجى است، زيرا ارتفاع وجوب خارجى است. پس همانطور كه ظرف خود وجوب خارج است، ظرف ارتفاع آن نيز خارج است:
أمّا انّه موجود في الاعيان ... فلأنّه قسيم، في التقسيم، للواجب الذي ضرورة وجوده في الاعيان، فارتفاع الضرورة، الذى هو الامكان، هو فى الاعيان.
اينكه وجوب امرى خارجى است در اينجا مفروغ عنه فرض شده است ولى برخى از فلاسفه وجوب را نيز از اعتبارات عقلى محض دانستهاند نه امرى خارجى و برخى ديگر بين امكان و وجوب تفصيل قائل شدهاند: امكان را از اعتبارات عقلى محض وجوب را امرى خارجى دانستهاند. بنابراين، در مسئله سه قول وجود دارد: قول اوّل اينكه امكان و وجوب دو امر خارجىاند؛ قول دوم اينكه هردو اعتبار عقلى محضاند و قول سوم اينكه امكان اعتبار عقلى محض است و وجوب امرى خارجى است.
٢- ٢- ٣- ٧: امكان وصف است
اثبات اين مطلب بر دو مقدمه زير مبتنى است:
مقدمه اوّل: امكان قسم است در يك تقسيم.
مقدمه دوم: در هرتقسيمى مقسم به اقسام متصف مىشود.
نتيجه: امكان وصفى است كه مقسم به آن متصف مىشود. البته قبلا گذشت كه امكان سلب ضرورتين است و معنايى عدمى و سلبى است و معناى سلبى محض نمىتواند وصف چيزى واقع شود، پس بايد، مانند ساير معانى سلبى، ابتدا ذهن براى آن نحوى ثبوت فرض كند و سپس موصوفش را به آن متصف نمايد:
و اذ كان موضوعا في التقسيم المقتضي لاتّصاف المقسم بكلّ واحد من الاقسام، كان في معنا وصف ثبوتيّ يتّصف به موضوعه، فهو معنى عدميّ له حظّ من الوجود و الماهيّة متّصفة به في الاعيان.
٣- ٢- ٣- ٧: امكان وجود منحاز مستقل ندارد
اثبات اين مطلب بر دو مقدمه زير مبتنى است:
مقدمه اوّل: وجود و واقعيت امكان در خارج در حد وجود «عدم مضاف» است.