شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٢
٣: فايده بحث
اين مسئله يكى از مسائل مهم فلسفه الهى است كه مبناى برخى از مسائل الهيات بالمعنى الاخص واقع شده است، مانند «اثبات بساطت ذات واجب»- به اين معنا كه ذات واجب مركب از جنس و فضل نيست- و نيز مانند اين مسئله كه «جنس مشتركى بين واجب و ممكن نيست» و مانند «اثبات توحيد و دفع برخى از شبهات وارد شده بر آن و اثبات اينكه عقل محال است به كنه ذات واجب برسد».
٤: براهين
١- ٤: برهان اوّل
اين برهان بر دو مقدمه زير استوار است:
مقدمه اوّل: واجب بالذات ممكن نيست.
مقدمه دوم: هرچه كه ممكن نيست ماهيت ندارد.
نتيجه: واجب بالذات ماهيت ندارد:
دليل مقدمه دوم اينكه در فصل اوّل/ ٢- ٧- ١ گفتيم كه امكان لازمه ماهيت است، به اين معنا كه هرماهيتى ممكن است. عكس نقيض اين قضيه اين است كه هرچه ممكن نيست ماهيت هم ندارد:
و المسئلة بيّنة بالعطف على ما تقدّم من انّ الامكان لازم الماهيّة، فكلّ ماهيّة فهى ممكنة، ينعكس الى «ما ليس بممكن فلا ماهيّة، له»، فلا ماهيّة للواجب بالذات وراء وجوده الواجبىّ.
٢- ٤: برهان دوم
در كتاب، اين برهان متينترين برهان معرفى شده است:
مقدمه اوّل: اگر واجب الوجود ماهيت داشته باشد، اين ماهيت بر وجودش تقدم بالوجود دارد.
مقدمه دوم: تالى محال است.
نتيجه: واجب تعالى ماهيت ندارد.
دليل ملازمه: اثبات ملازمه در مقدمه اوّل خود مبتنى بر مقدمات زير است: