شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٢
صفتى است قائم به غير، چون عرض است. به تعبير ديگر، امكان استعدادى صفتى است وجودى، در حالى كه امكان ذاتى ماهيت نيست و مابازا ندارد، بلكه از معقولات ثانيه فلسفى است:
و هو وصف وجوديّ من الكيفيّات القائمة بالمادّة تقبل به المادّة الفعليّات المختلفة و الفرق بينه و بين الامكان الخاصّ انّه صفة وجوديّة، ... بخلاف الامكان الخاصّ الذى هو معنى عقلىّ.
٢- امكان استعدادى قابل شدّت و ضعف و قرب و بعد است؛ برخلاف امكان ذاتى كه متصف به شدّت و ضعف و قرب و بعد نمىشود؛ مثلا، هم نطفه استعداد انسان شدن دارد هم علقه ولى استعداد انسان شدن علقه بيش از استعداد انسان شدن نطفه است. به همينترتيب، استعداد انسان شدن جنين شديدتر از استعداد انسان شدن علقه است. پس استعداد، كه همان امكان استعدادى است، نسبت به مستعد له شدّت و ضعف و قرب و بعد دارد ولى امكان ذاتى چنين نيست:
و الفرق بينه و بين الامكان الخاصّ انّه ... تقبل الشدّة و الضعف و القرب و البعد من الفعليّة، بخلاف الامكان الخاصّ الذي ... لا يتّصف بشدّة و ضعف و لا قرب و بعد.
٣- موضوع امكان استعدادى مادّه موجود در جسم مستعد است، زيرا عرض است و پذيرنده حقيقى عرض ماده موجود در جوهر معروض است، در حالى كه موضوع امكان ذاتى خود ماهيت شىء است. ماهيت شىء است كه هنگامى كه من حيث هى هى لحاط شود متصف به امكان ذاتى مىشود. اين مطلب در مباحث قبلى گذشت:
و الفرق بينه و بين الامكان الخاصّ انّه ... موضوعه المادّة الموجودة، بخلاف الامكان الخاصّ الذي ... موضوعه الماهيّة من حيث هي.
٤- امكان استعدادى با تحقق فعليت مستعد له زائل مىشود، برخلاف امكان ذاتى كه زائل شدنى نيست. دانه گندم استعداد دارد كه بوته گندم شود ولى پس از اينكه بالفعل بوته گندم شد ديگر استعداد بوته گندم شدن را ندارد. پس استعداد يك فعليت با تحقق آن فعليت زائل مىگردد امّا ماهيت در هرحال ممكن است و اين وصف در هيچ حالى از آن زائل نمىشود:
و الفرق بينه و بين الامكان الخاصّ انّه ... يبطل منها [اي من المادّة] بوجود المستعدّ له؛ بخلاف الامكان الخاصّ الذي ... لا يفارق الماهيّة، موجودة كانت او معدومة.مصباح، محمد تقى، شرح نهاية الحكمة (مصباح)، ٢جلد، موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني (ره) - قم، چاپ: اول، ١٣٨٧.
شرح نهاية الحكمة ( مصباح ) ؛ ج٢ ؛ ص١٠٣