شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٧
آنها ذهنى باشد، واقعيت صفت هم ذهنى و عينا همان واقعيت موصوف است نه واقعيتى در عرض واقعيت موصوف، چنانكه معقولات ثانيه منطقى چنيناند- و اگر واقعيت موصوف آنها خارجى باشد، واقعيت صفت هم خارجى و همان واقعيت خارجى موصوف است نه واقعيتى در عرض واقعيت خارجى موصوف- چنانكه معقولات ثانيه فلسفى چنيناند.
باتوجه به آنچه گفته شد: اگر بخواهيم تفاوت معقولات اولى و معقولات ثانيه فلسفى و معقولات ثانيه منطقى را در يك عبارت كوتاه بيان كنيم بايد بگوئيم: «معقولات اولى معقولاتى هستند كه عروض و اتصافشان هردو در خارج است؛ معقولات ثانيه منطقى معقولاتى هستند كه عروض و اتصافشان هردو در ذهن است و معقولات ثانيه فلسفى معقولاتى هستند كه عروضشان در ذهن است و اتصافشان در خارج.»
٢- ٣- ٧: برهان
اكنون بايد ثابت كنيم كه امكان از معقولات ثانيه فلسفى است؛ يعنى، بايد ثابت كنيم كه عروضش ذهنى و اتصافش خارجى است، پس بايد اولا، ثابت كرد كه امكان مانند معقولات ثانيه منطقى يك اعتبار عقلى محض نيست، بلكه امرى است كه در خارج موجود است؛ ثانيا، ثابت كرد كه در خارج يك وصف است؛ ثالثا، ثابت كرد كه اين وصف وجودش همان وجود موصوفش مىباشد؛ به تعبير ديگر، امكان در خارج موجود است ولى با همان وجودى كه ماهيت با آن موجود است نه باوجود مستقل منحاز:
الامر الثالث: انّ الامكان موجود بوجود موضوعه في الاعيان و ليس اعتبارا عقليّا محضا لا صورة له في الاعيان، كما قال به بعضهم، و لا انّه موجود في الخارج بوجود مستقلّ منحاز، كما قال به آخرون.
١- ٢- ٣- ٧: امكان امرى خارجى است
اثبات اين مطلب بر دو مقدمه زير مبتنى است:
مقدمه اوّل: امكان قسيم وجوب، و همان ارتفاع وجوب، است.
مقدمه دوم: وجوب امرى خارجى است. دليل اين مطلب روشن است: واجب يعنى آنچه در خارج وجود برايش ضرورى است.