شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٥
فصل دوّم انقسام هريك از مواد به بالذات و بالغير و بالقياس الى الغير
گفته شد كه مواد ثلاث عبارتند از وجوب و امتناع و امكان. در اين فصل به اقسام هريك مىپردازند. هريك از اين سه خود به سه قسم تقسيم مىشود، به بالذات و بالغير و بالقياس الى الغير: وجوب بالذات، وجوب بالغير و وجوب بالقياس الى الغير؛ امتناع بالذات، امتناع بالغير و امتناع بالقياس الى الغير؛ و بالاخره امكان بالذات، امكان بالغير و امكان بالقياس الى الغير.
البته اين نه قسم در تقسيم ابتدائى عقلى حاصل مىشوند ولى با براهينى كه در همين فصل بر استحاله امكان بالغير آورده مىشود، اين قسم از زمره اقسام خارج مىشود:
ينقسم كلّ من هذه الموادّ الثلاث الى ما بالذات و ما بالغير و ما بالقياس الى الغير الّا الامكان، فلا امكان بالغير.
١: وجوب بالذات، امتناع بالذات، امكان بالذات
مقصود از قيد «بالذات» در مواد ثلاث اين است كه ما ذات موضوع را بما هو هو و صرفنظر از هرغيرى باوجود بسنجيم و ببينيم چه حكمى دارد. پس «واجب بالذات» يعنى ذاتى كه موجوديت براى آن ضرورت دارد و اين ضرورت هم ناشى از غير نيست، بلكه خود اين ذات ذاتى است كه فرض آن از فرض موجود بودن انفكاكپذير نيست، فرض اين ذات فرض موجود بودن آن است. در مقابل، «ممتنع بالذات» يعنى آن ذات مفروضى [١] كه از آن جهت كه اين ذات است ابا از موجود شدن دارد، خود اين ذات قطع نظر از همه اغيار طورى است كه موجود شدن برايش محال است، معناى اين سخن اين است كه نقيض وجود، يعنى عدم، براى آن ضرورى است؛ پس ممتنع بالذات يعنى ذات مفروضى كه من حيث هى و از آن جهت كه
[١] . درباره قيد «مفروض» رجوع شود به فصل هشتم/ ٥.