شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٢
بايد توجه داشت كه منظور از وجود در اين مقدمه حقيقت خارجى وجود است نه مفهوم وجود؛ يعنى، وجوب، چه سابق و چه لاحق، از حقيقت خارجى وجود شىء انتزاع مىشود، منتها وجوب لاحق از وجود شىء از آن جهت كه ماهيت شىء متصف به آن مىشود انتزاع مىشود و وجوب سابق از وجود شىء از آن جهت كه وجودى است معلولى و منتسب به علت.
براى فهم اين مطلب بايد به دو نكته زير توجه داشت:
الف) مقصود از به كار بردن واژه «انتزاع» و بيان «منشأ انتزاع» وجوب سابق و لاحق در اينجا، همانا نشان دادن حيثيت و جهتى از وجود خارجى است كه به اعتبار آن وجوب سابق و لاحق بر آن حمل مىشوند؛ به تعبير ديگر، منظور بيان مصداق بالذات اين دو مفهوم است؛ يعنى، وجود خارجى ماهيت از كدام حيث مصداق مفهوم «ضرورت سابق» است و از كدام حيث مصداق مفهوم «ضرورت به شرط محمول». تذكر اين نكته به اين دليل است كه آن را با «منشأ انتزاع» معقولات ثانيه، بهمعناى مبدء پيدايش آنها در ذهن، اشتباه نكنيم. منظور از منشأ انتزاع بهمعناى اخير اين است كه ببينيم هريك از معقولات براى اولين بار چگونه در ذهن به وجود آمدهاند ولى منظور از منشأ انتزاع در اينجا اين است كه آيا اين مفهوم بر چه حيثيتى از وجود خارجى شىء صدق مىكند.
ب) در نكته اول، گفته شد كه همان وجود خارجى شىء است كه به اعتبارى منشأ انتزاع وجوب سابق و به اعتبارى منشأ انتزاع وجوب لاحق است؛ به عبارت ديگر، اين حيثيات مختلف وجود شىء است كه موجب حمل دو مفهوم ضرورت سابق و ضرورت لاحقاند بر آن. اين مطلب در ضرورت لاحق بىاشكال است ولى در ضرورت سابق نه، زيرا در ٦ گفته شد كه ضرورت سابق است كه سبب حمل وجود يا عدم بر ماهيت مىشود، نه بالعكس و اصلا سبق آن به اعتبار همين سببيتش بود.
در جواب بايد گفت كه اولا، در ٦ مفهوم وجود موردنظر بود و در اينجا حقيقت خارجى وجود شىء. اينكه «حقيقت وجود» شىء سبب حمل مفهومى بر خود باشد منافى نيست با اينكه آن مفهوم سبب حمل «مفهوم وجود» بر آن شىء باشد. آرى اگر در اينجا مىگفتيم كه مفهوم وجود سبب حمل مفهوم ضرورت بر ماهيت است منافى بود با آنچه در ٦ گفته بوديم و ثانيا، به كار بردن واژه «سبب» و «علت» در اينجا مسامحهآميز است، زيرا منظور از سببيت در اينجا همان نوع سببيتى است كه هرمصداقى نسبت به حمل مفهوم خود بر خود دارد. سببيت