شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧
ذهن و وجود اشيا در ذهن غفلت ورزيدهاند؛ توجه نيافتهاند كه پارهاى از اشيا، هرچند در خارج معدوماند، در ظرف ذهن موجودند و اگر از آنها خبر مىدهيم و آنها را موضوع قضيه قرار مىدهيم، به دليل وجود آنها در ذهن است و الّا به هيچوجه نمىتوان از آنها خبر داد. پس منشأ اشتباه متكلمين اين است كه قائل به وجود اشيا در ذهن نيستند. از نظر ايشان، چيزىكه از جهتى معدوم و از جهت ديگر موجود باشد نداريم. هرچه كه معدوم است از همه جهت و بهطور مطلق معدوم است و طبعا اگر از چنين چيزى خبر داديم، از آن جهت كه معدوم است خبر دادهايم و بنابراين از همان جهت كه معدوم است نيز شىء است. پس قائل شدن به شيئيت معدومات ناشى از تفكيك نكردن بين معدوم مطلق و معدوم در خارج است و اين خود نيز ناشى از توجه نيافتن به ذهن و وجود اشيا در ذهن است. [١]
بدين ترتيب، سخن از ذهن و وجود اشيا در ذهن براى اوّلين بار در كلمات بو على مطرح شده است، البته على رغم اينكه وى اوّلين كسى است كه بدين مطلب تصريح كرده، خود بحث مستقلى كه عهدهدار اثبات وجود ذهنى اشيا و دفع شبهات و اشكالات وارد بر آن باشد بدان اختصاص نداده است. پس از وى، بهمنيار در التحصيل به اين مطلب پرداخته است. [٢] و سپس براى نخستين بار، فخر رازى در المباحث المشرقيه اين بحث را در فصلى مستقل تحت عنوان «فى اثبات الوجود الذهنى [٣]» مطرح كرده و به پيروى وى خواجه نيز در تجريد الكلام فصل مستقلى به آن اختصاص داده است [٤]. در كتب فلسفى بعد از خواجه نيز، اين شيوه ادامه يافته است، علاوه بر اينكه بتدريج مسائل و مشكلات جديدى در اين باب مطرح شده كه پرداختن به آنها بر حجم اين بحث افزوده است تا بالاخره در اسفار مجموع مسائل مربوط به وجود ذهنى در ضمن پنج فصل بتفصيل مطرح شده است [٥].
٢: مقدمه
براى روشن شدن مدعا در مبحث وجود ذهنى، لازم است مقدمتا دو نكته مورد توجه قرار گيرد:
[١] . الشفاء، الالهيات، ص ٣٤.
[٢] . ص ٤٨٩.
[٣] . المباحث المشرقيه، ج ١، ص ٤١.
[٤] . شوارق الهام فى شرح تجريد الكلام، ص ٤٣، المسئلة الرابعة.
[٥] . الاسفار الاربعه، ج ١، ص ٢٦٣.