شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٨
٢- ٧: چرا ماهيت به شرط محمول ضرورى است
برهان اين مطلب واضح است و نيازى به تفصيل نيست. بنابراين، ما سه مقدمه آن را ذكر مىكنيم و از تفصيل پرهيز مىنمائيم.
مقدمه اوّل: اگر ماهيت موجود مادامى كه موجود است جائز العدم باشد، لازم مىآيد اجتماع نقيضين جائز باشد.
دليل آن اينكه در اين صورت جائز است ماهيت هم موجود باشد هم معدوم، هم وجود داشته باشد هم عدم و وجود و عدم و بالتبع موجود و معدوم نقيض يكديگرند. پس جواز اتصاف ماهيت به هردو مستلزم جواز اجتماع نقيضين است.
مقدمه دوم: اجتماع نقيضين محال است.
نتيجه دو مقدمه فوق اينكه «ماهيت موجود مادامى كه موجود است و از آن حيث كه موجود است جائز العدم نيست.»
مقدمه سوم: هرچه كه جائز العدم نيست، محال است از آن حيث كه جائز العدم نيست وجود از آن انفكاك يابد؛ يعنى، از آن حيث كه جائز العدم نيست ضرورى الوجود است.
نتيجه: ماهيت موجود مادامى كه موجود است و از آن حيث كه موجود است ضرورى الوجود است.
با استدلالى مشابه، درباره عدم نيز، مىتوان نتيجه گرفت كه ماهيت معدوم مادامى كه معدوم است و از آن حيث كه معدوم است ضرورى العدم است:
و ذلك انّه لو امكن للماهيّة المتلبّسة بالوجود مادامت متلبّسة ان يطرءها العدم الذى يقابله و يطرده، لكان فى ذلك امكان اقتران النقيضين و هو محال و لازمه استحالة انفكاك الوجود عنها مادام التلبّس و من حيثه و ذلك وجوب الوجود من هذه الحيثيّة.
و نظير البيان يجرى فى الامتناع اللاحق للماهيّة المعدومة. فالماهيّة الموجوده محفوفة بوجوبين و الماهيّة المعدومه محفوفة بامتناعين.
٨: وجوب سابق و لا حق بالغيرند
براى اثبات اين مطلب در اين كتاب دليلى اقامه شده است و در اسفار دليل ديگرى. ما ابتدا دليل اسفار را ذكر مىكنيم و سپس به دليل ذكر شده در كتاب مىپردازيم.