شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٠
ذات واجب حمل شده ممكن هم وصفى است واحد و ثبوتى كه از امكان اشتقاق يافته و بر ماهيت موجودات ممكن حمل گرديده. بر اين مطلب دو اشكال وارد شده است:
١- امكان وصف واحدى نيست؛
٢- امكان هيچ نحو ثبوتى ندارد.
كه ذيلا هريك را جداگانه شرح مىدهيم.
١- ٦: امكان وصف واحدى نيست
در ٤ و ٥، گذشت كه امكان عبارت است از سلب ضرورت وجود و سلب ضرورت عدم؛ يعنى، دو سلب است نه يك سلب و هرسلبى يك وصف است، پس امكان دو وصف است در قالب يك تعبير، نه يك وصف. مثلا اگر بگوئيم كه يكى از اوصاف زيد اين است كه سرخ نيست و سياه هم نيست، واضح است كه سخن درستى نيست. اينها دو وصفاند و بايد گفت:
«زيد دو وصف دارد: يكى اينكه سرخ نيست و ديگر اينكه سياه نيست»؛ نه اينكه بگوئيم:
«يكى از اوصاف زيد اين است كه سرخ نيست و سياه هم نيست.» امكان نيز چنين است.
بنابراين، نبايد آن را با وجوب، كه يك وصف است، همانند دانست:
و هما [اي الوجوب و الامكان] وصفان ينقسم بهما الموجود من حيث نسبة وجوده اليه انقساما اوّليّا.
و بذلك يندفع ما اورد على كون الامكان وصفا ثابتا للممكن يحاذي الوجوب الذي هو وصف ثابت للواجب. تقريره انّ الامكان، كما تحصّل من التقسيم السابق، سلب ضرورة الوجود و سلب ضرورة العدم، فهما سلبان اثنان و ان عبّر عنهما بنحو قولهم:
سلب الضرورتين، فكيف يكون صفة واحدة ناعتة للممكن.
٢- ٦: امكان هيچ نحو ثبوتى ندارد
به فرض اينكه امكان به سلب واحدى برگردد، هيچ نحو ثبوتى ندارد؛ زيرا اين سلب سلب تحصيلى است و سلب تحصيلى هيچ نحو ثبوتى ندارد و طبعا نمىتوان از آن وصفى ثبوتى انتزاع كرد.
توضيح اينكه هروصفى را مىتوان محمول يك قضيه موجبه كه موضوعش همان