شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٦
وجود انسان كه با عارض شدن اين وجود بر وجود انسان مىگوئيم: «انسان سفيد است» و در صورت عارض نشدن مىگوئيم: «انسان سفيد نيست»؛ يعنى، مصداق «انسان سفيد» در خارج مجموع در وجود به هم ضميمه شده است و حال آنكه وحدت اينگونه نيست؛ يعنى، اين طور نيست كه وحدت نيز وجودى داشته باشد غير از وجود انسان كه با ضميمه شدن آن به وجود انسان انسان واحد باشد و در صورت ضميمه نشدنش واحد نباشد. مصداق «انسان واحد» در خارج مجموع دو موجود به هم ضميمه شده نيست، بلكه يك وجود بسيط است كه هم انسان است هم واحد؛ به تعبير ديگر، همان واقعيتى كه مصداق انسان است عينا خود مصداق وحدت نيز هست، برخلاف «انسان سفيد» كه در آن واقعيتى كه مصداق انسان است غير از واقعيتى است كه مصداق سفيدى است. وقتى مىگوئيم: «انسان واحد است و حادث و ممكن و جوهر و بالفعل و معلول»، به اين معنى نيست كه در خارج انسان واقعيتى دارد و وحدتش واقعيت ديگرى است و حدوثش واقعيت سومى است و امكانش واقعيت چهارمى و به همين ترتيب جوهريت و بالفعل بودن و معلوليتش هم سه واقعيت منحاز ديگرند تا مصداق «انسان واحد حادث ممكن جوهر بالفعل معلول» مجموعهاى مركب از هفت واقعيت باشد؛ در خارج يك وجود و واقعيت بسيط است كه مصداق انسان است و همين واقعيت بسيط بعينه مصداق واحد و حادث و ممكن و جوهر و بالفعل و معلول نيز هست. منظور از اينكه معقولات ثانيه فلسفى مابازاى خارجى ندارند يا اينكه معقولات ثانيه فلسفى وجود و واقعيتى در عرض ساير اشيا ندارند همين است. در مورد معقولات ثانيه منطقى و مفاهيمى كه موصوف اين معقولات واقع مىشوند نيز عين همين مطلب صادق است. هنگامى كه مىگوئيم «مفهوم انسان كلى است»، چنين نيست كه صفت كليّت خود واقعيتى ذهنى دارد غير از واقعيت ذهنى انسان كه با منضم شدن اين وجود ذهنى به مفهوم انسان اين مفهوم كلى مىشود و در صورت منضم نشدن كلى نيست، بلكه در اينجا نيز يك وجود و واقعيت ذهنى داريم كه همان وجود ذهنى انسان است و همين واقعيت ذهنى بعينه مصداق كلى، ذاتى، نوع، مفهوم نيز هست. منظور از اينكه مىگوئيم معقولات ثانيه منطقى ما بازائى ذهنى غير از موصوف خود ندارند يا اينكه مىگوئيم معقولات ثانيه منطقى وجود و واقعيت ذهنيى در عرض واقعيت ذهنى موصوف خود ندارند همين است.
پس نكتهاى كه در صدد توضيح آن بوديم روشن شد: معقولات ثانيه صفات و احكامى هستند كه وجود و واقعيتشان عين وجود و واقعيت موصوفشان است. اگر واقعيت موصوف