شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٥
و الذي يقع البحث عنه في هذا الفنّ الباحث عن الموجود بما هو موجود بالقصد الاوّل من هذه الموادّ الثّلاث هو الوجوب و الامكان، كما تقدّمت الاشارة اليه.
٣: بيان تقسيم در كتب قديم و كتب متأخرين
در كتب قديمى فلسفه معمولا، بحث مواد ثلاث اينگونه مطرح شده است كه هرماهيتى را با وجود بسنجيم يكى از سه حال را داراست: يا اقتضاى وجود دارد يا اقتضاى عدم و يا نه اقتضاى وجود دارد و نه اقتضاى عدم؛ يعنى، لا اقتضاست. ماهيتى را كه اقتضاى وجود دارد «واجب» مىگوئيم، ماهيتى را كه اقتضاى عدم دارد «ممتنع» مىگوئيم و ماهيتى را كه لا اقتضاست، نه اقتضاى وجود دارد نه اقتضاى عدم، «ممكن» مىگوئيم. در اين تقسيم ماهيت به واجب و ممتنع و ممكن تقسيم شده؛ يعنى، مقسم ماهيت است.
با دقّتهاى بعدى معلوم شد كه اين تقسيمبندى درست نيست؛ زيرا بنابر آن، ماهيت واجب يا ممتنع خود مقتضى وجود يا عدم خويش است؛ يعنى خود وجود دهنده به خود يا معدومكننده خويش است كه امرى است محال.
بديهى است كه ممكن نيست ماهيتى خودش به وجود آورنده خود يا معدومكننده خويش باشد. براى رفع اين نقيصه، تقسيم را چنين اصلاح كردند: هرماهيتى را باوجود بسنجيم يكى از سه حال را داراست: يا وجود از ذاتش انتزاع مىشود يا عدم و يا هيچيك او وجود و عدم از ذاتش انتزاع نمىشود. ماهيتى كه وجود از ذاتش انتزاع شود و واجب است؛ ماهيتى كه عدم از ذاتش انتزاع شود ممتنع است و ماهيتى كه نه وجود از ذاتش انتزاع شود نه عدم ممكن است.
با تحقيقات بعدى، روش شد كه تقسيم فوق نيز صحيح نيست؛ زيرا ثابت شد كه نه واجب ماهيت دارد نه ممتنع. بنابراين، اينكه در تقسيم اخير گفتهاند: «واجب ماهيتى است كذا و ممتنع ماهيتى كذا» غلط است؛ واجب و ممتنع ماهيت ندارند، لهذا اگر «ماهيت» مقسم باشد، تقسيم شامل واجب و ممتنع نمىشود؛ تنها ممكن را شامل مىشود. [١]
جهت رفع اين مشكل، مفهوم را مقسم قرار دادهاند [٢]. مفهوم اعم است از ماهيت: هم شامل ماهيات است هم شامل معقولات ثانيه منطقى هم شامل معقولات ثانيه فلسفى، نظير «واجب
[١] . اصول فلسفه و روش رئاليسم، ج ١، ج ٣، ص ٧٤.
[٢] . الاسفار الاربعه، ج ١، ص ١٦١.