شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٢
ازلى است، خود ذات واجب بما هى هى و قطع نظر از همه اغيار براى اتصاف به اين صفات كافى است.
آنچه فوقا ذكر شد حاصل نظر علامه است درباره صفات اضافى يا فعلى واجب تعالى.
اكنون به مطالب مذكور در اين استدراك باز گرديم. عبارت كتاب چنين است:
نعم لوجود هذه النسب و الاضافات ارتباط واقعىّ به تعالى و الصفات المأخوذة للذات واجبة بوجوبها. فكونه تعالى بحيث يخلق و كونه بحيث يرزق الى غير ذلك صفات واجبة و مرجعها الى الاضافة الاشراقيّة و سيأتى تفصيل القول فيه فيما سيأتى ان شاء اللّه تعالى.
قبلا گفته شد كه در اين عبارت ابهامهائى وجود دارد. در اينجا ما به يك يك آنها مىپردازيم و باتوجه به مطالبى كه در توضيح فصل دهم از مرحله دوازدهم آمد، در صورت امكان، آنها را توجيه و شرح مىكنيم.
ابهام اوّل: مقصود از واژه «وجود» در عبارت «لوجود هذه النسب و الاضافات» چيست؟
مگر گفته نشد كه نسب و اضافات وجود حقيقى و فى نفسه ندارند و وجود آنها قياسى عقلى است؛ عقل است كه در مقايسه موصوف با شىء ديگرى وصف و اسم اضافى را انتزاع مىكند؛ يعنى، خود وصف اضافى، خود نسبت و اضافه، وجود حقيقى در خارج ندارد، پس چگونه در عبارت فوق براى آنها وجود فرض شده است؟ علاوه بر اين، بر فرض اينكه نسب و اضافات وجودى داشته باشند، خود اين وجود عين ربط و ارتباط به طرفين اضافه است، نه اينكه مضاف باشد و مرتبط، پس چگونه است كه در عبارت فوق از آن با تعبير «لوجود» ياد شده است كه حرف «ل» گوياى آن است كه وجود آنها مرتبط است، نه خود عين ربط باشد؛ بهتر بود مىفرمودند: «وجود هذه النسب و الاضاف هو عين الربط به تعالى.»
در توضيح اين ابهام بايد گفت كه مقصود از «وجود» در عبارت فوق همان چيزى است كه در باب معقولات ثانيه فلسفى مراد است. گاهى در مورد اين معقولات گفته مىشود: «اينها وجودشان در خارج است نه خودشان» يا گفته مىشود: «خارج ظرف وجود اينهاست نه ظرف خودشان»، برخلاف معقولات اولى كه خارج ظرف خود آنهاست و منظور اين است كه اينها وجودى خاص به خود ندارند، بلكه وجود منشأ انتزاع آنها وجود اينها نيز هست، باوجود منشأ انتزاعشان موجودند نه باوجود خودشان. در اينجا نيز واژه «وجود» به همين منظور به