شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٠
قبل از پرداختن به ابطال اين اقوال، لازم است به اين نكته توجه كنيم كه اگر در دو قول اوّل دقت كنيم، خواهيم ديد كه هريك به جنبهاى از امكان توجه داشته است. قائلين به اينكه امكان اعتبار عقلى محض است توجهشان تنها به اين جهت بوده است كه عروض امكان عقلى است و سخنشان نيز چيزى بيش از اين ثابت نمىكند و قائلين به اينكه امكان وصف خارجى منحاز مستقل است نيز توجهشان به اين جهت بوده كه اتصاف به امكان خارجى است و ادله ايشان نيز جز از اين ثابت نمىكند، منتها اشتباه گروه اوّل در اين است كه گمان كردهاند اگر عروض چيزى عقلى باشد، حتما اتصاف به آن نيز عقلى است و اشتباه گروه دوم در اين است كه گمان كردهاند اگر اتصاف به چيزى خارجى باشد، حتما عروض آن هم خارجى است. اين دو گمان ناشى از اين است كه هيچيك از دو گروه تصورى از معقولات ثانيه فلسفى، كه عروضشان ذهنى و اتصافشان خارجى است، نداشتهاند. اكنون به ابطال اقول بپردازيم:
١- ٤- ٣- ٧: امكان اعتبار عقلى محض نيست
قول اوّل اين بود كه امكان اعتبار عقلى محض است؛ يعنى، از معقولات ثانيه منطقى است كه نه عروضشان خارجى است نه اتصافشان. براى ابطال اين قول، كافى است توجه كنيم كه امكان همان رفع وجوب است و وجوب امرى است خارجى؛ يعنى، واجب در خارج متصف به وجوب مىشود؛ پس رفع آن، كه همان امكان است، نيز در خارج است؛ يعنى، ممكنات در خارج متصفاند به اينكه واجب نيستند و آثار مترتب بر واجب را فاقدند:
و قد اتّضح بهذا البيان فساد قول من قال: انّ الامكان من الاعتبارات العقليّة المحضة، التى لا صورة له في خارج و لا ذهن. و ذلك لظهور انّ ضرورة وجود الموجود امر وعاؤه الخارج و له آثار خارجيّة وجوديّة.
سؤال: در عبارت فوق اين قول را كه امكان يك اعتبار عقلى محض است چنين تفسير كردهاند كه نه صورتى در خارج دارد نه در ذهن. مقصود از اينكه صورتى در ذهن ندارد چيست؟
ممكن است گمان شود كه مقصود اين است كه به ازاى لفظ امكان مفهومى در ذهن وجود ندارد، بنابراين امكان نه در خارج وجودى دارد و نه در ذهن مفهومى. بيشك، اين گمان باطل است؛ زيرا اوّلا، منظور از اعتبار عقلى محض همان معقول ثانى منطقى است و معقولات ثانيه،