شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٩
خود ذات و متن واقعيت موصوفاند و نه حاكى از مراتب و كمالات متحد با آن؛ به تعبيرى كه قبلا داشتيم، حاكى از خارج ذاتاند، حاكى از رابطه و نسبت ذاتاند با موجود ديگرى، حاكى از وجود قياسى ذاتاند كه وجودى است فرضى عقلى؛ لهذا زيادت آنها بر ذات واجب خللى به كمال على الاطلاق ذات وارد نمىسازد و نيز كثرت آنها بساطت محض ذات را از بين نمىبرد و تغيير و تحول آنها مستلزم مادى بودن و بالقوه بودن موصوف آنها نيست و روشن است صفتى كه تغيير و تحولپذير باشد واجب نيست، بلكه ممكن است؛ علاوه بر اينكه اين صفات حاكى از نسبتهائى هستند قائم به واجب و غير واجب، و امر قائم به غير، بويژه اگر آن غير ممكن باشد، ممكن است و همچنين است اسماء مأخوذ از آنها. لهذا صفات اضافى واجب، خودبخود و از آن جهت كه صفت واجباند، مستلزم اين نيستند كه واجب باشند و واحد و غير زائد بر ذات و ثابت. آرى، ممكن است رابطه صفتى اضافى با خود ذات واجب تعالى يا با صفات حقيقى او بهگونهاى باشد كه تغيير آن موجب تغيير در صفات حقيقى يا مستلزم تغيير در خود ذات باشد و يا امكان يا زيادت آن بر ذات مستلزم امكان ذات واجب باشد، چنين صفت اضافيى بالضرورة ثابت است و احيانا نيز واجب است و عين ذات. به هر حال، آنچه موردنظر است اين است كه صفت اضافى واجب- به موجب اينكه وجودش قياسى و عقلى است و متقرر در ذات واجب نيست- خودبخود مقتضى ثبات يا عينيت با ذات واجب يا ضرورت ازلى آن براى ذات نيست و اگر صفتى اضافى واجد اين ويژگيها بود، نه به سبب اضافه بودنش به واجب است، بلكه به علت خصوصيتى است كه اين صفت دارد.
از باب مثال، فرض مىكنيم زيد روز جمعه به وجود آمده است، طبعا قبل از جمعه نمىتوان اوصاف اضافى «خلق زيد» «رزق زيد»، «احياء زيد» را به واجب نسبت داد و نيز نمىتوان اسماء اضافى «خالق زيد»، «رازق زيد»، «محيى زيد» را بر او حمل كرد ولى بعد از روز جمعه مىتوان؛ پس اين صفات و اسماء اضافى واجب تعالى در روز جمعه حادث شدهاند و با انعدام زيد نيز از واجب زائل مىشوند؛ بنابراين هم متغيرند، هم ممكن و طبعا زائد بر ذات.
اكنون به توضيح اشكال بپردازيم.
٥- ٤: توضيح اشكال
باتوجه به توضيحات فوق، مىتوان فهميد كه احكامى كه براى صفات اضافى واجب تعالى