شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٩
فصل سوم ماهيت نداشتن واجب تعالى
بعد از تقسيم موجود به واجب و ممكن، نوبت مىرسد به بررسى هريك دو قسم بهطور جداگانه و توضيح خصوصيات آنها. البته بحثهاى مربوط به واجب عمدتا در مرحله دوازدهم، كه درباره الهيات با المعنى الاخص است، خواهد آمد و در اينجا فقط به دو مسئله از آن مىپردازند:
١- يكى اينكه واجب الوجود ماهيت ندارد؛
٢- واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهات است.
مسئله اول در اين فصل و مسئله دوم در فصل آينده بررسى مىشود.
١: بحثى درباره عنوان مسئله
اين بحث به صور گوناگونى عنوان شده است؛ مثلا، در اين فصل چنين عنوان كردهاند:
«واجب الوجود بالذات ماهيّته انّيّته» و در فصل سوم از مرحله دوازدهم گفتهاند: «الواجب لذاته لا ماهيّة له». در اين فصل، عنوان را اينگونه تفسير كردهاند: «بمعنى ان لا ماهية له وراء وجوده الخاصّ به». در هرحال، مقصود از اين بحث اين است كه واجب تعالى ماهيتى ندارد؛ نه اينكه ماهيت دارد ولى اين ماهيت عين وجود است.
البته جاى اين اشكال هست كه اگر مقصود نفى ماهيت از واجب است، چرا آن را با تعبير «ماهيّته انّيّته» بيان مىكنند. اين تعبير متضمن اين است كه واجب، مانند ساير موجودات، ماهيت دارد ولى ماهيت ساير موجودات عين وجودشان نيست، برخلاف واجب تعالى كه ماهيتش عين وجودش مىباشد. جواب اين اشكال اين است كه ماهيت مشترك لفظى است بين دو معنا [١] كه به يك معنا بر واجب صدق نمىكند ولى بهمعناى ديگر بر واجب هم صدق
[١] . ر. ك. مرحله پنجم/ فصل اوّل/ ١.