پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠٨ - شرح و تفسير ويژگىهاى مهم قرآن
متعددى در اين زمينه نقل كرده است.
در نهمين و دهمين جمله از جملههاى بالا سخن از انصار و اعوان قرآن به ميان آمده كه هرگز گرفتار شكست نمىشوند و در برابر دشمنان تنها نمىمانند.
در ادامه اين بحث، امام عليه السّلام به يازده امتياز ديگر در يازده جمله كوتاه و پىدرپى اشاره كرده و قرآن را به دريا و چشمهسار و بناى مستحكم و معدن گرانبها و جاده روشن و آشكار تشبيه مىكند و مىفرمايد: «قرآن معدن ايمان و كانون آن است، چشمهسارهاى دانش و درياهاى علم و باغهاى عدالت و بركههاى عدل و پايههاى اسلام و بنيان آن و نهرهاى حق و دشتهاى خرّم و سرسبز دين است، دريايى است كه هرچه از آن برگيرند پايان نمىگيرد و چشمههايى است كه هرچه از آن بردارند كم نمىشود و آبشخورهايى كه هرچه از آن بركشند كاستى نمىيابد. منزلگاههايى است كه مسافرانش راه خود را گم نمىكنند و نشانههايى است كه از چشم رهگذران پنهان نمىماند و زمينهاى مرتفعى است كه جويندگانش از آن نمىگذرند»؛ (فهو معدن الإيمان و بحبوحته [١]، و ينابيع العلم و بحوره، و رياض [٢] العدل و غدرانه [٣]، و أثافيّ [٤] الإسلام و بنيانه، و أودية الحقّ و غيطانه [٥]. و بحر لا ينزفه [٦] المستنزفون، و عيون لا ينضبها [٧] الماتحون [٨]، و
[١]. «بحبوحه» به معناى كانون و وسط چيزى است.
[٢]. «رياض» جمع «روضه» به معناى باغ است.
[٣]. «عذران» جمع «عذير» به معناى آبگير و بركه است و به معناى رودخانه نيز آمده است و در اصل گودالى است كه بر اثر سيل، آب در آن جمع مىشود.
[٤]. «اثافىّ» جمع «أثفيّه» بر وزن «أضحيّه» از ماده «أثف» بر وزن «اسب» به معناى ثبات و استقرار گرفته شده و «اثفيه» به سنگهاى ثابتى گفته مىشود كه ديگ را روى آن مىگذارند. گاه اين واژه به سه پايه هم اطلاق مىگردد.
[٥]. «غيطان» جمع «غيط» بر وزن «زيد» به معناى شدت و زمين وسيع است.
[٦]. «ينزف» از ريشه «نزف» بر وزن «نظم» به معناى آب از چيزى كشيدن است (و به معناى خون گرفتن هم آمده است) و «مستنزفون» به كسانى گفته مىشود كه آب را آنقدر از چاه يا استخر مىكشند كه پايان مىگيرد.
[٧]. «ينضب» در اصل از ريشه «نضوب» به معناى فرورفتن آب در زمين است و جمله «لا ينضبها» مفهومش اين است كه آب آن چشمهها را پايان نمىدهد.
[٨]. «ماتحون» جمع «ماتحه» از ريشه «متح» بر وزن «مدح» به معناى آب كشيدن از چاه يا چشمه است.