پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٢ - نكته ذو الثدية كيست؟
گوشتى) چون پستان زنان دارد و در ميان آنان است». [١]
مطابق اين پيشبينى، گروهى در امت اسلامى پديد مىآمدند كه قرآن مىخواندند و اهل تهجّد و عبادت بودند؛ ولى در واقع از دين خارج و از حقيقت آن اطلاعى نداشتند.
اين حقيقت به اندازهاى ميان مسلمانان معروف بود كه حتّى عايشه كه به على عليه السّلام كينه داشت، پس از ماجراى نهروان و كشته شدن ذو الثديه گفت: من از پيامبر شنيدم كه درباره اين گروه فرمود: آنان بدترين مردمند كه به دست بهترين افراد كشته مىشوند. [٢]
اين پيشبينى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله محقّق شد و پس از ماجراى جنگ صفين و ماجراى حكميّت، خوارج در منزل عبد اللّه بن وهب راسبى اجتماع كردند، ذو الثديه در آن جمع خطبهاى آتشين خواند و دوستان و پيروان خود را به قيام بر ضدّ مسلمانان- كه به زعم او گمراه شده بودند- فراخواند. رهبرى آن گروه را عبد اللّه بن وهب راسبى به عهده داشت (هرچند رهبرى فكرى و عقيدتى آنها به عهده ذو الثديه بود). [٣]
آن گروه گمراه جنگ نهروانى را به راه انداختند و امير مؤمنان عليه السّلام قبل از پيكار با آنها فرمود: پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله فرمود: قومى از دين خارج مىشوند و با مسلمانان جنگ مىكنند و علامت آنان مردى است كه نقصى در دست اوست (مخدج اليد). [٤]
در اثناى جنگ و همچنين پس از پايان آن مردم به دنبال ذو الثديه و يا همان مخدج بودند؛ ولى هرچه گشتند، او را پيدا نكردند. كمكم برخى از بهانهجويان زبان به طعن
[١]. اين ماجرا و پيشبينى رسول خدا (با اختلاف در تعبيرات) درباره آنان در منابع معتبر اهل سنّت آمده است، از جمله: صحيح بخارى، جلد ٧، صفحه ١١١ و جلد ٨، صفحه ٥٢؛ صحيح مسلم، جلد ٣، صفحه ١١٢؛ مسند احمد، جلد ٣، صفحه ٥٦ و ٦٥؛ مصنف ابن ابى شيبه، جلد ٨، صفحه ٧٤١؛ شرح ابن ابى الحديد، جلد ٢، صفحه ٢٦٦؛ تاريخ طبرى، جلد ٢، صفحه ٣٦٠؛ اسد الغابة، جلد ٢، صفحه ١٣٩ و كنز العمال، جلد ١١، صفحه ٣٠٧ به بعد.
[٢]. شرح ابن ابى الحديد جلد ٢، صفحه ٢٦٧ و ٢٦٨ و البداية و النهاية، جلد ٧، صفحه ٣٣٧.
[٣]. رجوع كنيد به: تاريخ طبرى، جلد ٤، صفحه ٥٤- ٥٥.
[٤]. مصنف ابن ابى شيبه، جلد ١٠، صفحه ٧٤٠.