پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩١ - نكته ذو الثدية كيست؟
مخدج معروف است. وجه نامگذارى وى به ذو الخويصرة روشن نيست؛ ولى به اعتبار آنكه گوشت زائدى همانند پستان بر بازو داشت، به ذو الثديه معروف شد و به جهت نقص در دست، به مخدج اليد نيز شناخته شده است.
در تفاسير در ذيل آيه ٥٨ سوره توبه آمده است: « «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُونَ» در ميان آنها كسانى هستند كه در (تقسيم) غنايم به تو خرده مىگيرند، اگر از آن (غنايم، سهمى) به آنها داده شود، راضى مىشوند؛ و اگر داده نشود، خشم مىگيرند». و در منابع تاريخى در نقل ماجراى غزوه چنين آمده است كه پس از پايان جنگ حنين، به هنگام تقسيم غنايم، در محلى به نام «جعرانه» ابو سفيان و برخى از تازه مسلمانان قريش، غنايم بيشترى را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله طلب كردند؛ آن حضرت نيز با اذن الهى و براى تأليف قلوب، اموال فراوانى را به آنان بخشيد. در گيرودار اين تقسيم ذو الثديه نزد پيامبر آمد و معترضانه گفت: «اى رسول خدا! عدالت پيشه كن». پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرمود: «واى بر تو! اگر من به عدالت رفتار نكنم، چه كسى به عدالت رفتار خواهد كرد؟». در اين هنگام يكى از حاضران (عمر بن خطاب) از پيامبر اجازه خواست كه گردن او را بزند؛ ولى پيامبر وى را از اين كار بازداشت و فرمود:
«دعه، فسيخرج من ضئضئ هذا قوم يمرقون من الدّين كما يمرق السّهم من الرّمية ... تحتقر صلاتكم فى جنب صلاتهم، و صومكم عند صومهم، يقرءون القرآن لا يجاوز تراقيهم، آيتهم رجل أسود مخدج اليد، إحدى يديه كأنّها ثدى امرأة أو بضعة تدردر؛ رهايش كنيد! او پيروانى خواهد يافت كه از دين به در خواهند شد؛ همانگونه كه تير از كمان به در مىشود. شما نماز و روزه خويش را در برابر نماز و روزه آنان ناچيز خواهيد شمرد. آنان قرآن مىخوانند؛ ولى از شانه و گلوگاهشان فراتر نخواهد رفت. نشانه آنان وجود مردى سياه چرده، با دست ناقص است كه بر يكى از دستانش (پاره