پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٨ - شرح و تفسير نكات دقيقى درباره صفات خدا
خداوند آن را آفريده باشد و يا به عنوان ضدّ در مقابل نور قرار گيرد. همين سؤال در آيه شريفه « «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ» [١]؛ ستايش مخصوص خداوندى كه آسمانها و زمين را آفريد و ظلمتها و نورها را پديد آورد» نيز مطرح است.
ولى با توجه به اين نكته كه ظلمت شب و مانند آن ظلمت مطلق نيست تا عدمى باشد، بلكه ضعف شديد نور است، به همين دليل شبانگاه هنگامى كه ناگهان چراغها خاموش مىشود ما چيزى را مطلقا نمىبينيم؛ ولى به تدريج كه چشم ما به آن نور ضعيف درون ظلمت عادت مىكند اطراف خود را مشاهده مىكنيم، بنابراين ظلمت نيز مخلوقى از مخلوقات خداست كه با نور متضادّ است.
جمله «و الوضوح بالبهمة» ممكن است اشاره به تفاوت رنگها باشد كه فلسفه آن تميز اشيا از يكديگر است. «وضوح» اشاره به رنگهاى روشن و «بهمه» اشاره به رنگهاى تيره و تاريك است. يا اشاره به حالات نيمه روشن و نيمه تاريك در بين الطلوعين و بين الغروبين است «و الجمود بالبلل» اشاره به خشكىها و درياها و اشياى جامد و مرطوب است كه هركدام فلسفه وجودى خاصّى دارد.
«و الحرور بالصّرد» اشاره به فصول سال، يا بهطور كلى گرما و سرماست كه هركدام نقشى در حيات موجودات زنده و پرورش آنها دارد.
آنگاه در ادامه اين سخن به چهار وصف ديگر اشاره كرده، مىفرمايد: «اضداد را با هم تركيب نمود و موجودات متباين را قرين هم ساخت، امورى را كه از هم دور بودند به يكديگر نزديك كرد و آنها را كه به يكديگر نزديك بودند از هم جدا ساخت»؛ (مؤلّف بين متعادياتها، مقارن بين متبايناتها، مقرّب بين متباعداتها، مفرّق بين متدانياتها).
امام عليه السّلام در اين بيان اشاره به نكات بسيار مهمّى مىكند كه خداوند در تدبير جهان هستى به كار گرفته است. در بسيارى از موارد جمع بين ضدّين كرده، روح را كه جوهرى
[١]. انعام، آيه ١.