پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠٠ - پاسخ به يك سؤال مهم
پاسخ به يك سؤال مهم
با توجه به آنچه در بالا آمد قسمت اعظم عمر دنيا گذشته و آنچه باقى مانده، بخش كمتر آن است، از آيات مختلف قرآن نيز همين معنا به خوبى استفاده مىشود. در آيه يك سوره انبيا مىخوانيم: « «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ» حساب مردم به آنان نزديك شده، در حالى كه در غفلتاند و روى گردانند».
در نخستين آيه سوره قمر آمده است: « «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ» قيامت نزديك شد و ماه از هم شكافت» و در آيه شش و هفت سوره معارج مىخوانيم: « «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَ نَراهُ قَرِيباً» آنها پايان جهان را دور مىبينند و ما نزديك مىبينيم» و آيات ديگر.
اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه مگر عمر دنيا چه اندازه است كه بيشتر آن گذشته باشد؟ حدود ١٤ قرن از بعثت رسول خدا مىگذرد و ممكن است قرون زياد ديگرى نيز به همين منوال بگذرد، در حالى كه ما اثرى از زوال دنيا و آغاز قيامت احساس نمىكنيم.
مفسّران نهج البلاغه در اينجا گفتگوى زيادى دارند؛ گويى در بنبست قرار گرفته و هر كدام راهى براى گشودن بنبست جستجو مىكنند. و بعضى نيز بعد از گفتوگوهاى زياد، اعتراف به عجز كرده و سكوت را شايستهتر مىشمرند.
جالب اينكه درباره مقدار عمر دنيا هركس چيزى گفته است، بعضى ٥ هزار سال، بعضى ٧ هزار و بعضى ١٢ هزار و بعضى بيشتر از آن شمردهاند و شگفتتر اينكه بعضى مقدار اضافى از ماهها و روزها را نيز در كنار سالها قيد كردهاند، در حالى كه به نظر مىرسد هيچكدام مدرك معتبرى بر گفتار خود ندارند و سخن همه آنها بر حدس و گمان استوار است و به اصطلاح تيرى است در تاريكى. بهتر آن است كه ما بىآنكه در صدد تعيين عمر دنيا به سال و ماه و روز باشيم به سراغ پاسخ سؤال فوق برويم و ببينيم چگونه باقىمانده عمر دنيا در برابر گذشته آن مقدار كمى است؟
در اينجا پاسخهاى متعددى ذكر شده كه از همه بهتر پاسخ زير است: