پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٩ - شرح و تفسير ارزش والاى اسلام
«الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» او كسى است كه رسول خدا را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر همه اديان غالب سازد، هرچند مشركان كراهت داشته باشند». [١]
در آيه قبل از آن مىخوانيم: « «يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ» آنها مىخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند؛ ولى خدا نور خود را كامل مىكند، هرچند كافران خوش نداشته باشند». [٢]
پيروزى اسلام بر اديان ديگر در دو جبهه بود؛ يكى جبهه ظاهرى از نظر سياسى و نظامى و ديگر جبهه باطنى از نظر منطق و استدلال و برهان، زيرا قرآن مجيد قوىترين دلايل را براى اثبات معارف دينى اقامه كرده كه هرفرد منصفى را وادار به پذيرش مىكند و همانگونه كه مولا در جملههاى بالا فرمود، تشنگان را از چشمههاى جوشان خود سيراب و آبگاههاى علم و معرفت را با دلايل خويش پر مىسازد.
سپس امام عليه السّلام در ادامه اين سخن به بيان امتيازات مهم ديگرى از امتيازات اسلام مىپردازد و نخست جاودانگى اين آيين مقدّس را بيان مىدارد و با هشت جمله پرمعنا اين جاودانگى را به زيباترين وجهى ترسيم مىكند و مىفرمايد: «خداوند اسلام را چنان قرار داده كه هرگز دستگيرهاش شكسته نشود و حلقههايش از هم بازنگردد، اساسش ويرانى نپذيرد و ستونهايش فرونريزد، درخت وجودش بركنده نشود، مدّتش پايان نگيرد، بر احكامش غبار كهنگى ننشيند و شاخههايش قطع نگردد»؛ (ثمّ جعله لا انفصام لعروته، و لا فكّ لحلقته، و لا انهدام لأساسه، و لا زوال لدعائمه، و لا انقلاع لشجرته، و لا انقطاع لمدّته، و لا عفاء [٣] لشرائعه، و لا جذّ لفروعه).
[١]. صف، آيه ٩.
[٢]. صف، آيه ٨.
[٣]. «عفاء» به معناى كهنه و مندرس شدن و در اصل از عفو به معناى صرف نظر كردن است و چون صرف نظر كردن از چيزى سبب پوسيدگى و اندراس مىشود اين واژه در معناى بالا به كار رفته است.