پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩١ - سرنوشت همّام پس از شنيدن اين خطبه تكاندهنده
مطالب برجسته ديگرى در اين رابطه بيان مىكرد) مىفرمايد: «دورىاش از كسانى كه دورى مىكند به سبب زهد و حفظ پاكى است و نزديكىاش به كسانى كه نزديك مىشود مهربانى و رحمت است، نه اينكه دورىاش از روى تكبّر و خودبزرگبينى باشد و نزديكىاش براى مكر و خدعه (و بهرهگيرى مادى)»؛ (أتعب نفسه لآخرته، و أراح النّاس من نفسه. بعده عمّن تباعد عنه زهد و نزاهة؛ و دنوّه ممّن دنا منه لين و رحمة، ليس تباعده بكبر و عظمة، و لا دنوّه بمكر و خديعة).
امام عليه السّلام در ذكر اين اوصاف به نكته مهمى اشاره مىكند و آن اينكه: پارسايان در پيوندهاى اجتماعى، دوستيها و دشمنيها، برقرار ساختن رابطهها يا قطع كردن ارتباط كه در تعامل افراد جامعه نسبت به يكديگر اجتنابناپذير است، اهداف مقدّسى را دنبال مىكنند؛ اگر از كسى دور مىشوند به جهت آلودگى او يا براى آن است كه نزديك شدن به او آنها را گرفتار زرقوبرق دنيا مىسازد كه آنها به آن مبتلا گشتهاند. نزديك شدن آنان به افراد براى اين است كه ارشاد جاهلى كنند يا تنبيه غافلى و يا كمك به ضعيف و دردمندى، به عكس دنياپرستان كه دورى آنها از افراد به سبب خودبزرگبينى است و نزديك شدن براى گرفتن بهرههاى مادى و فريب دادن و نيرنگ است.
در ذيل اين خطبه در نهج البلاغه آمده است: راوى اين خطبه مىگويد: « (هنگامى كه سخن امير مؤمنان به اينجا رسيد) همام فريادى كشيد و مدهوش شد و جان داد»؛ (قال:
فصعق همّام صعقة كانت نفسه فيها).
«در اين هنگام امير مؤمنان عليه السّلام فرمود، به خدا سوگند من از اين پيشامد بر او مىترسيدم. سپس فرمود: اينگونه اندرزهاى رسا به آنها كه اهل موعظهاند، اثر مىگذارد»؛