پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٩ - نه وصف مهم ديگر
پرهيزگاران مىپردازد و مىفرمايد: «او را مىبينى كه آرزويش نزديك، لغزشش كم، قلبش خاشع، نفسش قانع، خوراكش اندك، امورش آسان، دينش محفوظ، شهوت سركشش مرده، و خشمش فروخورده شده است»؛ (تراه قريبا أمله، قليلا زلله، خاشعا قلبه، قانعة نفسه، منزورا [١] أكله، سهلا أمره، حريزا [٢] دينه، ميّتة شهوته، مكظوما [٣] غيظه).
در اين عبارت، امام نخست از كوتاهى آرزوها سخن مىگويد، زيرا آرزوهاى دور و دراز- همانگونه كه در روايات وارد شده- سبب فراموشى آخرت مىگردد و نسيان آخرت، بلاى بزرگى است كه سرچشمه انواع گناهان و خطاهاست.
درست است كه وجود اميد و آرزو در انسان، انگيزه حركت و فعاليت است، همانگونه كه در حديث نبوى آمده است: «الأمل رحمة لأمّتى و لو لا الأمل ما رضعت والدة ولدها و لا غرس غارس شجرا؛ اميد و آرزو مايه رحمت است براى امت من و اگر نبود، هيچ مادرى فرزندش را شير نمىداد و هيچ باغبانى درختى نمىنشاند». [٤] ولى هرگاه از حد بگذرد و به صورت آرزوهاى دور و دراز درآيد تمام نيروها و افكار انسان را مجذوب دنيا مىكند و همهچيز به فراموشى سپرده مىشود و حتى انسان با چنين حالتى از دنياى خود نيز بهره نمىبرد.
اما كم بودن لغزشهاى پرهيزگاران به جهت آن است كه خود را از صحنههاى گناه دور مىدارند و پيوسته به ياد خدا هستند.
و خشوع قلب آنان نتيجه معرفت آنها نسبت به خداست، چون هرقدر انسان عظمت
[١]. «منزور» از ريشه «نزر» بر وزن «نذر» به معناى كم و اندك است.
[٢]. «حريز» از ريشه «حرز» بر وزن «قرض» به معناى حفظ كردن گرفته شده و «حريز» به چيزى مىگويند كه محفوظ است.
[٣]. «مكظوم» از ريشه «كظم» بر وزن «هضم» به معناى گلوگاه است و «مكظوم» به كسى گفته مىشود كه بسيار خشمگين يا غمناك باشد و در عين حال خويشتندارى مىكند، گويى گلويش دارد فشرده مىشود.
[٤]. سفينة البحار، جلد ١، صفحه ٣٠، ماده «امل» و بحار الانوار، جلد ٧٤، صفحه ١٧٣.