پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩ - شرح و تفسير اگر اميد شهادت نداشتم
بخش دوّم
و اللّه لو لا رجائي الشّهادة عند لقائي العدوّ- و لو قد حمّ لي لقاؤه- لقرّبت ركابي ثمّ شخصت عنكم فلا أطلبكم ما اختلف جنوب و شمال؛ طعّانين عيّابين، حيّادين روّاغين. إنّه لا غناء في كثرة عددكم مع قلّة اجتماع قلوبكم. لقد حملتكم على الطّريق الواضح الّتي لا يهلك عليها إلّا هالك، من استقام فإلى الجنّة، و من زلّ فإلى النّار!
ترجمه
خدا سوگند! اگر اميدم به شهادت هنگام برخورد با دشمن نبود- هر گاه چنين توفيقى نصيبم شود- مركب خويش را آماده مىكردم و از شما دور مىشدم، و مادام كه نسيمهاى جنوب و شمال در حركتند (هرگز) شما را طلب نمىكردم، چرا كه شما بسيار طعنهزن، عيبجو، روىگردان از حق و پر مكر و حيله هستيد.
كثرت جمعيّت شما با قلّت اجتماع افكارتان، سودى نمىبخشد (من وظيفه خود را درباره شما انجام دادم) شما را به راه روشنى واداشتم كه جز افراد ناپاك در آن هلاك نمىشوند. آن كس كه در اين راه استقامت كرد، به بهشت شتافت و آن كس كه پايش لغزيد (و از جادّه منحرف شد) به جهنّم واصل شد!
شرح و تفسير اگر اميد شهادت نداشتم ...
امام عليه السّلام در اين بخش كه بخش نهايى خطبه است، شديدا مردم «كوفه» را