پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩٨ - شرح و تفسير در ظاهر متحدند و در باطن دشمن يكديگر!
قرار داده بودند تا به اين بهانه كه خليفه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مظلوم كشته شده، گروهى از عوام را بر ضدّ على عليه السّلام بشورانند و به خواستههاى هوس آلود، و جاه طلبانه خويش دست پيدا كنند، در حالى كه خودشان از عوامل قتل «عثمان» بودهاند، همان گونه كه در خطبه ١٣٧ خوانديم كه امام عليه السّلام درباره «طلحه و زبير و معاويه» فرمود: «و إنّهم ليطلبون حقّا هم تركوه و دما هم سفكوه؛ آنها حقى را مطالبه مىكنند، كه خود آن را ترك گفتند، و خونى را كه خود ريختند».
تعبير به «ناكث» (پيمان شكن) اشاره به «طلحه و زبير» كه آنها نخست با على عليه السّلام بيعت كردند و پيمان وفادارى بستند و سپس آن را شكستند.
و در پايان اين كلام اشاره به اين نكته مهم مىكند كه، بايد مراقب باشيم از سوى دشمن غافلگير نشويم، مىفرمايد: «به خدا سوگند! من همچون كسى نخواهم بود كه صداى بر سر و سينه كوبيدن (عزاداران)، و نداى خبر گزار مرگ را بشنود، و نزد گريه كنندگان حضور يابد، اما عبرت نگيرد» (و اللّه لا أكون كمستمع اللّدم [١]، يسمع النّاعي، و يحضر الباكي، ثمّ لا يعتبر).
اشاره به اين كه: يك رهبر بيدار و هوشيار، نمىتواند از تحركاتى كه در گوشه و كنار كشور مىگذرد غافل بماند، صداى ناله مظلومان را نشنود و بسيج نيروهاى شيطانى را نبيند.
شبيه همين معنا در خطبه ششم گذشت كه امام عليه السّلام مىفرمود: «من چنان نيستم كه در خواب بمانم تا دشمن فرا رسد و ضربههاى خود را فرود آورد، من تا زندهام سعى دارم با هوشيارى تمام مراقب مخالفان باشم، و ابتكار عمل را از دست ندهم و با شمشير برنده هواداران حق، با كسانى كه به حق پشت كردهاند نبرد مىكنم».
[١] «لدم» در اصل به معنى كوبيدن چيزى بر چيزى است با صدايى كه شديد نباشد.