پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٨ - شرح و تفسير اندرزهاى پر ارزش
اين سخن مربوط به جنگ «صفّين» است كه امام عليه السّلام مردم را از تسليم در برابر قبول پيشنهاد «حكميّت» نهى كرده بود و سپس آنها را به قبول آن دعوت كرد، ماجرا از اين قرار بود، كه «عمرو عاص» در آستانه شكست لشكر شام، حيلهاى انديشيد و دستور داد قرآنها را بر سر نيزهها كنند و اصحاب و ياران على عليه السّلام را دعوت به «حكميّت قرآن» كنند؛ گروه زيادى از ساده لوحان فريب خورده، دست از جنگ برداشتند، پيشنهاد شاميان را پذيرفتند و براى بررسى حكم قرآن درباره سرنوشت جنگ، اصرار نمودند، كه يك نفر از لشكر امام به عنوان «حكميّت» پذيرفته شود و يك نفر از لشكر شام حتّى امام را تهديد كردند كه: «إن لم تفعل قتلناك كما قتلنا عثمان؛ اگر اين پيشنهاد را عمل نكنى تو را مىكشيم همان گونه كه عثمان را كشتيم».
امام عليه السّلام كه به خوبى مىدانست اين دام خطرناكى است كه بر سر راه آنها گذاشته شده با اين كار مخالف بود و اصرار بر ادامه نبرد داشت؛ ولى به حكم اجبار، تن به مسأله حكميّت داد و همين امر سبب شد كه بعضى از سادهلوحان به امام خرده گيرند كه چرا يك روز ما را از اين كار نهى كردى، و روزى به آن امر مىكنى؟
اين خطبه پاسخى است، به اين ايراد. و براى تكميل پاسخ، امام عليه السّلام به چند نكته اشاره مىكند.
نخست مىفرمايد: اين نتيجه كار خود شماست كه از امام و پيشوايتان پيروى نكرديد اگر به دستور من عمل مىكرديد و جهاد را ادامه مىداديد، امروز در اين تنگنا گرفتار نبوديد.
سپس امام عليه السّلام: نقطههاى ضعف آنها را كه منجر به اين مشكل عظيم شده، بيان مىكند.