پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٢ - شرح و تفسير مىخواستم درمان من باشيد، ولى درد من هستيد!
خداوندا! طبيبان اين بيمارى سخت و جانكاه، خسته شدهاند، و كشندگان آب از چاه (براى آبيارى اين زمين بىحاصل) درمانده گشتهاند.
شرح و تفسير مىخواستم درمان من باشيد، ولى درد من هستيد!
امام عليه السّلام در پاسخ ايراد كننده بالا جواب دندان شكنى مىگويد. مىفرمايد:
«اين (گرفتارى و بدبختى ناشى از حكميّت كه دامان شما را گرفته) كيفر كسى است كه رأى صواب را رها سازد» (هذا جزاء من ترك العقدة [١]).
من به شما فرياد زدم كه جنگ را در مرحله حساس رها نكنيد، ادامه دهيد كه پيروزى نزديك است!، ولى شما اين رأى صواب را رها كرده، تسليم حيلههاى ناصواب «عمرو عاص» شديد، و اصرار به قبول حكميّت كرديد و همان گونه كه امام عليه السّلام در خطبه بعد فرموده: اين حيله كارى بود كه ظاهرش ايمان و باطنش كفر و نفاق بود.
سپس مىافزايد: «به خدا سوگند اگر هنگامى كه من شما را دستور به قبول حكميّت (از روى ناچارى و اضطرار و اصرار جهّال) دادم (به جاى آن) شما را وادار (به ادامه جهاد) مىكردم- كارى كه خوشايندتان نبود ولى خدا خير فراوانى در آن قرار مىداد- و در اين حال اگر شما در مسير حق گام برمىداشتيد، هدايتتان مىكردم و اگر منحرف مىشديد شما را به راه باز مىگرداندم و اگر گروهى از شما خوددارى مىكردند كسان ديگرى را به جاى آنها مىگماردم (به هر حال اگر اطاعت من در ادامه مبارزه مىكرديد) اين كار صحيح و محكمى بود
[١] «عقده» در اصل به معناى گره است و در اين جا به معناى رأى صحيح و پيمان بر اطاعت است.