پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٤ - شرح و تفسير مىخواستم درمان من باشيد، ولى درد من هستيد!
«كناقش الشّوكة بالشّوكة، و هو يعلم أنّ ضلعها معها»، اين ضرب المثل را درباره كسى به كار مىبرند كه مثلا مىخواهد كسى را براى رفع اختلاف ميان او و ديگرى، حكم و داور كند، در حالى كه آن شخص تمايل به دشمن او دارد و كار را پيچيدهتر مىكند.
منظور امام عليه السّلام اين است كه من مىخواهم عصيانگران شام را به وسيله شما دفع كنم در حالى كه شما خود در زمره عصيانگران هستيد.
به هر حال اين تعبيرات درد آلود و رنجآور، نشان مىدهد كه امام عليه السّلام در چه شرايط سختى قرار داشته است، اگر فرمان حمله مىداده مخالفت مىكردند و مىگفتند: داورى قرآن را بپذيريد، اگر مسأله داورى را مطرح مىفرموده، ايراد مىكردند كه: چرا تسليم دشمن شديد؟
هر كدام نوايى مىنواختند و هر يك هوا و هوسى در سر مىپروراندند، و كار به جايى رسيد كه آگاهترين و مدبرترين پيشوايان جهان، بعد از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را به ضعف تدبير متهم نمودند، و اين نبود مگر به خاطر گروهى از پيروان ضعيف و ناتوان و ناصالح.
چرا و چگونه اين چنين شد؟ گويى خدا مىخواهد با اين رهبر بزرگ همگان را بيازمايد.
و در پايان اين بخش امام عليه السّلام، شكايت به درگاه خدا مىبرد و عرض حاجت به پيشگاه او مىكند، عرضه مىدارد: «خداوندا! طبيبان اين درد سخت و جانكاه، خسته شدهاند و كشندگان آب از چاه (براى آبيارى اين زمين بىحاصل) درمانده گشتهاند» (اللّهمّ قد ملّت أطبّاء هذا الدّاء الدّويّ [١]، و كلّت [٢]
[١] «داء دوى» به معناى بيمارى شديد است.
[٢] «كلّت» از مادّه «كلول» (بر وزن ملول) به معناى ضعف و ناتوانى گرفته شده است.