پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠١ - ٢- گفتگوى منطقى امام عليه السّلام با خوارج
نيز گفتند حق با توست.
اما اين كه مىگوييد: چرا غير خودم را به عنوان حكم برگزيدم در حالى كه من از همه شايستهتر به اين كار هستم، اين شبيه برنامه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است كه «سعد بن معاذ» را در جنگ «بنى قريظه» به عنوان حكميّت برگزيد در حالى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از همه شايستهتر بود.
اين از يكسو، از سوى ديگر خداوند مىفرمايد: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛ من در اين كار به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تأسى كردم، «خوارج» گفتند:
اين سخن نيز صحيح است.
اما اين كه، به من ايراد كردهايد كه چرا افراد را داور دين خدا قرار دادم؟ من هرگز چنين نكردم، من كلام خدا را داور قرار دادم، چرا كه خداوند: در مورد «صيد در حال احرام» مىفرمايد: « «وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ»؛ و هر كس از شما عمدا صيدى را (در حال احرام) به قتل برساند بايد كفارهاى معادل آن از چارپايان بدهد، كفارهاى كه دو نفر عادل از شما درباره معادل بودن آن حكم كنند» [١] هنگامى كه خداوند چنين دستورى را درباره پرندهاى كه در حال احرام صيد شده است صادر مىكند، درباره خونهاى مسلمين كه بسيار از آن بالاتر است چرا قائل نباشيم؟! اما اين كه مىگوييد: من در جنگ «بصره» پس از پيروزى اموال لشكر شكست خورده را در ميان لشكريانم تقسيم كردم ولى زنان و فرزندانشان را به عنوان اسيران تقسيم نكردم، اين در واقع منّتى بود از سوى من بر اهل «بصره» همان گونه كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در فتح مكه، بر اهل مكه، منّت گذارد و آنها را
[١] مائده، آيه ٩٥.