پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٧ - ترجمه
بخش دوّم
و منها: فإنّه و اللّه الجدّ لا اللّعب، و الحقّ لا الكذب. و ما هو إلّا الموت أسمع داعيه، و أعجل حاديه. فلا يغرّنّك سواد النّاس من نفسك، و قد رأيت من كان قبلك ممّن جمع المال و حذر الإقلال، و أمن العواقب- طول أمل و استبعاد أجل- كيف نزل به الموت فأزعجه عن وطنه، و أخذه من مأمنه، محمولا على أعواد المنايا يتعاطى به الرّجال الرّجال، حملا على المناكب و إمساكا بالأنامل. أما رأيتم الّذين يأملون بعيدا، و يبنون مشيدا، و يجمعون كثيرا! كيف أصبحت بيوتهم قبورا، و ما جمعوا بورا؛ و صارت أموالهم للوارثين، و أزواجهم لقوم آخرين؛ لا في حسنة يزيدون، و لا من سيّئة يستعتبون!
ترجمه
به خدا سوگند اين را كه مىگويم جدّى است نه شوخى، واقعيت است نه دروغ، و آن اين است كه چيزى جز مرگ (در پايان كار) نيست (همان مرگى كه) مناديش بانگ خود را به گوش (همگان) رسانده و ساربانش با آواز حدى (همه را) به سرعت پيش مىبرد، حال كه چنين است انبوه زندگان تو را فريب ندهند و از خود غافل نسازند، با اين كه افرادى را پيش از خود به چشم ديدى، از كسانى كه ثروتها جمعآورى كردند و از فقر و بيچارهگى پرهيز داشتند و بر اثر آرزوهاى طولانى و دور شمردن اجل خود را در امان دانستند، ديدى مرگ چه سان بر آنها فرود آمد و آنان را از وطنشان بيرون راند و از جايگاه امنشان برگرفت، اين در حالى بود كه آنها را بر چوبههاى مرگ (و تابوت) حمل مىكردند و مردان آنها را