پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٩ - شرح و تفسير ديدى چه سان مرگ بر آنها فرود آمد؟
از آن جا كه مرگ براى همه انسانها يك واقعيت اجتناب ناپذير و قطعى است امام عليه السّلام سخنش را در اين جا با انواع تأكيدها- كه به گفته بعضى از شارحان نهج البلاغه به ده نوع مىرسد- مؤكد ساخته است [١]، و به اين ترتيب مىفرمايد: صداى منادى مرگ از هر سو به گوش مىرسد، و بانگ «الرحيل» فضاى جهان را پر كرده، و فرشته مرگ پير و جوان و كودك را نمىشناسد و در كنار همه كمين كرده و در انتظار فرمان خداست.
سپس مىفرمايد: «حال كه چنين است انبوه زندگان تو را فريب ندهند و از خود غافل نسازند، با اين كه افرادى را پيش از خود به چشم ديدى، از كسانى كه ثروتها جمعآورى كردند و از فقر و بيچارگى پرهيز داشتند و بر اثر آرزوهاى طولانى و دور شمردن اجل، خود را در امان دانستند، ديدى مرگ چه سان بر آنها فرود آمد و آنان را از وطنشان بيرون راند و از جايگاه امنشان برگرفت؟!» (فلا يغرّنّك سواد النّاس من نفسك، و قد رأيت من كان قبلك ممّن جمع المال و حذر الإقلال، و أمن العواقب- طول أمل و استبعاد أجل- كيف نزل به الموت فأزعجه [٢] عن وطنه، و أخذه من مأمنه).
جمله «فلا يغرّنّك سواد النّاس»، دو معنا مىتواند داشته باشد: نخست اين كه: اگر تودههاى مردم را مىبينى كه زنده و سالمند، تو را فريب ندهند و از مرگ غافل نسازند، ديگر اين كه: تودههاى مردم تو را وسوسه نكنند و فريب ندهند كه به فكر زندگى باش، نه به فكر مرگ.
[١] اين ده نوع تأكيد عبارت است از «انّ»، ضمير شأن (اگر بپذيريم ضمير در «انّه» ضمير شأن است) جمله اسميه، قسم جلاله، جدّ، الف و لامى كه بر سر آن آمده، «لا اللعب»، «الحقّ»، «لا الكذب» و استفاده از «حصر» در جمله «ما هو إلّا ...».
[٢] «ازعج» از مادّه «ازعاج» به معنى از جا كندن و بيرون راندن است.